مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦١ - خداپرستی یا زندگی
خداپرستی یا زندگی
در اینجا مقدّمتاً باید مطلبی را خاطر نشان کنیم تا منظور کاملًا روشن گردد:
بشر محکوم است از غرایز خود پیروی کند. در وجود بشر غرایزی نهاده شده تا او را به سوی هدفی که در متن خلقت منظور است، بکشاند. البتّه مقصود این نیست که بشر چشم بسته باید تابع غرایز خود باشد؛ مقصود این است که وجود غرایز، عبث نیست، نتوان آنها را نادیده گرفت، نتوان آنها را مهمل گذاشت و نباید به معارضه و مبارزه کلّی آنها پرداخت. غرایز را باید اصلاح و تعدیل و رهبری کرد، که این مطلب دیگری است.
مثلًا در انسان تمایل به فرزند هست. این تمایل امر کوچکی نیست؛ از شاهکارهای خلقت الهی است. اگر این تمایل نبود، خلقت ادامه نمییافت. منتها در کارخانه خلقت، این تمایل به صورت یک امر لذیذ و شیرین در کام هر حیوانی ریخته شده است تا هر نسلی در خدمت نسل آینده خویش باشد و از این خدمت نیز لذّت ببرد. این علاقه را تنها در نسل قبلی قرار نداده است. در انسان، نسل بعد را نیز به نسل قبلی علاقمند گردانیده است، امّا نه به آن شدّت که گذشته را به آینده علاقمند کرده است. این علاقهها رمز پیوندهاست.
یکی دیگر از غرایز بشری، حسّ حقیقت جویی و دانش طلبی و کاوش است.