مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٢ - خداپرستی یا زندگی
ممکن است مردم را در زمانی موقّت از تحقیق و دانش و کاوش منصرف کرد، امّا برای همیشه نمیتوان بر ضدّ روح حقیقت جویی و دانش طلبی بشر قیام کرد.
از جمله غرایز انسان مال دوستی است. البتّه مال دوستی یک غریزه مستقیم در انسان نیست؛ یعنی اینچنین نیست که انسان مال را به خاطر مال دوست بدارد و مورد علاقه او باشد، امّا چون به حسب طبع و غریزه، حوایج مادّی زندگی خود را میخواهد رفع کند و در پارهای اجتماعات مانند اجتماع ما وسیله رفع حوایج، پول و ثروت است- اگر انسان پول داشته باشد کلید همه قفلها را در دست دارد و اگر نداشته باشد همه درها به رویش بسته میماند- از این نظر، آدمی پول را به عنوان کلید همه قفلها از نظر مادّیات زندگی دوست میدارد.
همچنانکه گفتیم با یک امر طبیعی و غریزی نمیتوان مبارزه کرد؛ بدین معنی که برای همیشه نمیتوان آن را تعطیل کرد، هر چند ممکن است در یک مدّت محدود جامعه را بدان سو کشاند و هم ممکن است افرادی محدود را برای همیشه بدان سو کشاند، امّا بشر و جامعه بشری را نمیتوان از مقتضیات یکی از غرایز برای همیشه منصرف کرد.
مثلًا امکان ندارد که بتوانیم همه افراد را برای همیشه قانع کنیم که راضی شوند همه درها به رویشان بسته باشد و از آن کلید مرموز و جادویی به نام «پول» یا «ثروت» به عنوان یک شیء پلید و منفور دوری گزینند.
حالا اگر با نام خدا و با نام دین، با این غرایز مبارزه شود، اگر تحت نام و عنوان دین، تجرّد و رهبانیت مقدّس شمرده شود و ازدواج پلیدی، اگر تحت آن نام و عنوان، جهل موجب نجات معرّفی گردد و علم سبب گمراهی، اگر با آن نام و عنوان، ثروت و قدرت و تمکن مایه بدبختی شناخته شود و فقر و ضعف و دستنارسی مایه سعادت و خوشبختی، چه عوارضی دست میدهد؟ انسانی را در نظر بگیرید که از طرفی تحت تأثیر جاذبه دینی و تلقینات دینی است و از طرف دیگر تحت تأثیر جاذبه شدید این امور؛ بالاخره یا این طرف را میگیرد یا آن طرف را و یا مانند بسیاری از مردم در کشاکش این دو جاذبه گرفتار میشود؛ از کسانی میشود که دربارهشان گفتهاند:
یک دست به مصحفیم و یک دست به جام | گه نزد حلالیم و گهی نزد حرام | |