مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٠ - مقدّمه ماتریالیسم در ایران
فعلًا برای من مورد تردید است این است که آیا نویسندگان این جزوهها خود اغفال شدهاند و نمیفهمند که چه میکنند و تنها دستهای پشت پرده هستند که میدانند چه میکنند، و یا خود اینها عالماً عامداً با توجّه به اینکه با کتاب مقدّس هفتصد میلیون مسلمان چه میکنند، دست به چنین تفسیرهای ماتریالیستی زده و میزنند؟
ما نظر به اینکه در این نوشتهها آثار و علائم خامی و بیسوادی را فراوان میبینیم- و به چند نمونه اشاره خواهیم کرد- ترجیح میدهیم که فعلًا ماتریالیسمی را که به صورت تفسیر آیات قرآن در این یکی دو سال اخیر تبلیغ میشود، «ماتریالیسم اغفال شده» بنامیم و اگر پس از این تذکرات، باز هم راه انحرافی خود را تعقیب کردند، ناچاریم آن ماتریالیسم را «ماتریالیسم منافق» اعلام نماییم.
من در اینجا از همه سروران و فضلا و دانشمندان با حسن نیت این کشور دعوت میکنم که در آنچه من اکنون میگویم با دیده دقّت و بیطرفی بنگرند و اگر واقعاً احساس میکنند که من اشتباه میکنم به من تذکر دهند و منطقاً اشتباه مرا به من ثابت کنند. من خدا را گواه میگیرم که حاضرم صریحا به اشتباه خودم اعتراف کنم.
به این نکته توجّه دارم که تدبّر در قرآن مجید حقّ هر فرد مسلمانی است و در انحصار فرد یا گروهی نیست. و باز به این نکته توجّه دارم که برداشتها هر اندازه بیغرضانه باشد، یک جور از آب در نمیآید. هر کسی ممکن است دیدگاه ویژهای داشته باشد و حقّ دارد با توجّه به درک مفاهیم لغات و وارد بودن به اسلوب زبان عربی و اسلوب خاصّ قرآن و با توجّه به شأن نزول آیات و تاریخ صدر اسلام و با توجّه به آنچه مسلّم است که از ناحیه ائمّه اطهار (علیهم السّلام) در تفسیر آیات رسیده است و با توجّه به پیشرفتهای علوم، در آیات قرآن مجید تدبّر نماید و برداشتهای خود را که لا اقل خودش بینه و بین اللّه به آنها معتقد است، به عنوان تفسیر یا هر عنوان دیگری در اختیار دیگران بگذارد. امّا میدانیم در طول تاریخ از طرف گروههایی از «باطنیه» و غیر باطنیه تفسیرهایی از آیات شده است که آنها را به حساب تفسیر و برداشت نمیتوان گذاشت؛ مسخ و تحریف است نه برداشت و تفسیر.
من ترجیح میدهم در مطالبی که میخواهم تذکر دهم، خود این نویسنده و یا نویسندگان را- که فرض ما فعلا بر این است که اغفال شدهاند و قصد خیانتی درکار نیست- مخاطب قرار دهم.
عزیزان من! شما در مقدّمه تفسیر خود از وضع تفاسیر و مفسّرین گذشته مطالبی