مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٩ - اخلاص، شرط قبول اعمال
بالا نمیرود تا عملش آنجهانی گردد و جنبه ملکوتی بیابد و صورتی پیدا کند که در آن جهان مایه بهجت و لذّت و سرور و سعادت او گردد. مقبولیت عمل نزد پروردگار جز این نیست که عمل اینچنین باشد.
یک تفاوت اصیل در میان قوانین الهی و قوانین بشری همین است که قوانین الهی دو بعدی است و قوانین بشری یک بعدی. قوانین بشری به نظام روحی و تکامل معنوی فرد کاری ندارد. وقتی که یک دولت برای مصالح کشور، اقدام به وضع مالیات میکند، هدفش فقط بدست آوردن پول و تأمین هزینه کشور است. دولت نظری ندارد که پرداخت کننده مالیات چه نیتی دارد؟ آیا با طیب خاطر و رضایت و از روی علاقمندی به دولت یا کشور مالیات میدهد یا از روی ترس؟ هدف دولت تنها پول گرفتن است، حتی اگر پرداخت کننده در دلش فحش هم بدهد باز هم منظور دولت عملی شده است.
همچنین وقتی که برای دفاع از کشور، سربازانی را به زیر پرچم احضار میکند به نیت سربازان کاری ندارد؛ او میخواهد سرباز در میدان جنگ با دشمن نبرد کند؛ برای دولت تفاوتی ندارد که سرباز با رضا و میل بجنگد یا از روی ترس از مسلسلی که پشت سرش قرار دارد، نبردش خودنمایی باشد، به انگیزه حماسهها و تعصّبهای احمقانه باشد، یا از برای دفاع از حق و حقیقت؟
ولی در قوانین الهی چنین نیست؛ در این قوانین، مالیات و سربازی بطور مطلق خواسته نشده است، بلکه توأم با نیت خالص و قصد قربت خواسته شده است. اسلام عمل با روح میخواهد نه عمل بیروح. لهذا اگر مسلمانی زکات خود را بدهد ولی شائبه ریا در آن باشد پذیرفته نیست؛ اگر به جهاد برود ولی برای خودنمایی باشد قبول نیست. قانون الهی میگوید سرباز اجباری به درد من نمیخورد، من سربازی میخواهم که روحاً سرباز باشد، سربازی میخواهم که ندای:«انّ اللّه اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بانّ لهم الجّنة» [١] را پذیرفته باشد و صمیمانه به آن لبّیک بگوید.
از رسول اکرم (صلّی اللّه علیه و آله) در روایت متواتر میان شیعه و سنّی رسیده است که:
[١]. توبه/ ١١١: «خدا از مؤمنین، جانها و مالهایشان را خریداری فرموده است و از برای ایشان در ازاء آن بهشت است».