مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٩ - منطق اختصاصی قرآن
اگر مدّعی شوی که تو و خدا با هم صاحب این استطاعت و قدرت هستید، تو را میکشم (زیرا خود را شریک خدا و همدوش و همکار با خدا فرض کردهای، و این کفر است) و اگر بگویی بدون خدا صاحب این استطاعت هستی، باز تو را میکشم (زیرا خود را مستقل و بینیاز از خدا فرض کردهای؛ این نیز کفر است، زیرا استقلال در هر شأنی از شؤون مستلزم استقلال در ذات و منافی با امکان ذاتی و مستلزم وجوب ذاتی است).
سائل پرسید پس چه بگویم؟ فرمود:
انّک تملکها باللّه الّذی یملکها من دونک. فان یملّکها ایاک کان ذلک من عطائه، و ان یسلبکها کان ذلک من بلائه، هو المالک لما ملکک و القادر علی ما علیه اقدرک.
تو به مشیت و اراده حقّ صاحب استطاعت میباشی، در حالی که در همین حال خداوند صاحب مستقلّ این استطاعت است. (یعنی تو صاحب این استطاعتی، امّا صاحب متّکی به غیر و غیر قائم به ذات؛ و امّا او صاحب همین استطاعت است. امّا صاحب قائم بالذّات و غیر متکی به غیر.) اگر به تو استطاعت میدهد، این استطاعت تو عطیه اوست و اگر از تو سلب میکند، تو را در بوته آزمایش قرار میدهد. در عین حال باید بدانی آنچه به تو تملیک میکند در عین اینکه به تو تملیک میکند، خودش مالک اوست. تو را به هر چه قادر میسازد باز تحت قدرت خود اوست و از تحت قدرت او خارج نمیشود.
خلاصه مضمون حدیث این است که هر اثری در عین اینکه به مؤثّر خود مستند است، به خداوند مستند است؛ اگر آن اثر را به فاعل و مؤثّر عادی و طبیعی وی نسبت دهیم، او را به فاعل غیر قائم بالذّات او نسبت دادهایم و اگر به خداوند نسبت دهیم، او را به فاعل قائم بالذّات او نسبت دادهایم. خداوند به موجودات خاصیت تأثیر و امکان تأثیر میدهد و عطا میکند. امّا عطا و تملیک الهی با عطا و تملیک بشر که چیزی را به کس دیگر تملیک میکند یا میبخشد متفاوت است. تملیک یا اعطای بشر چیزی را، مستلزم خروج آن شیء است از ملک تملیک کننده یا بخشنده، و تا از ملکیت او خارج نشود به ملکیت دیگری در نمیآید. امّا تملیک و اعطای خداوند با حفظ و بقای مالکیت خداوند منافات ندارد، بلکه شأنی از شؤون و مظهری از مظاهر مالکیت خداوند است.
خداوند به همه اشیاء تأثیر و اثر میبخشد و تملیک میکند و در عین حال، خود مالک