مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠ - عدل بشری و عدل الهی
نمیگذارد؟
ثانیا فرضا که عدالت و ظلم به همان مفهوم اخلاقی انسانی در مورد خداوند متعال نیز قابل جریان باشد، یعنی فرضا عدالت اخلاقی، صفت کمال، و ظلم اخلاقی، صفت نقص درباره خداوند شمرده شود آیا ظلم در مورد خداوند عملا ممکن است مصداق پیدا کند؟ نه از آن جهت که محال است از خداوند ظلم صادر شود، و نه از آن جهت که حسن و قبح و عدل و ظلم همه مفاهیمی شرعی هستند نه عقلی آنچنانکه اشاعره میگویند، که این دو جهت، مطلب دیگری است و بعدها درباره آنها بحث خواهیم کرد؛ بلکه با قطع نظر از اینکه محال است یا محال نیست که از خداوند ظلم صادر شود و با فرض قبول این جهت که حسن و قبح افعال، ذاتی است و عدل و ظلم معانیی واقعی هستند؛ از این جهت که عدل رعایت حق غیر است و ظلم تجاوز به حق غیر؛ یعنی در موردی که پای حقّی در میان است و موجودی نسبت به آن حق، اولویت دارد، هر نوع تجاوز از ناحیه دیگری به آن حق، نوعی ظلم نسبت به صاحب حق که اولویت دارد شمرده میشود.
بدیهی است که در رابطه میان مخلوقات نسبت به یکدیگر، اولویت و عدم اولویت، و مالکیت و عدم مالکیت، نسبت به برخی امور معنی دارد، مثلا زید نسبت به حیات و آزادی خودش و نسبت به ثروتی که خود تولید کرده است، اولویت و مالکیت دارد، و عمرو نسبت به حیات و آزادی و دست آورد خودش اولویت دارد، تجاوز زید به حوزه اولویت عمرو، ظلم است و تجاوز عمرو به حوزه اولویت زید ظلم است.
در رابطه خالق و مخلوق چطور؟ مخلوق هر چه دارد از خالق است. اولویت و مالکیت مخلوق در طول اولویت و مالکیت خالق است، یعنی در عرض مالکیت خالق، مالکیتی، و در عرض اولویت او اولویتی نیست. در مقام تمثیل و تفهیم، مالکیت خداوند و مالکیت بشر را از قبیل مالکیت پدر و مالکیت فرزند کودک باید در نظر گرفت. پدر برای هر یک از کودکان خود اسباببازی تهیه میکند. کودکان هر کدام برای خود نسبت به اسباب بازیی که دریافت کردهاند حق مالکیت و اولویتی قائلند.
هر کودک، تصرّف کودک دیگر را، تصرّف عدوانی و تجاوز به مرز حقوقی خود میشمارد، ولی آیا مالکیت و اولویت کودک، میتواند مالکیت و اولویت پدر را نفی کند؟ یا آن مالکیت در طول این مالکیت است و هیچگونه تنافی درکار نیست، و اگر پدر در آنها تصرف کند، در مال خود و ملک خود تصرف کرده است؟
خداوند متعال، مالک الملک علی الاطلاق است، شریکی در ملک ندارد، به