مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١ - عدل بشری و عدل الهی
حقیقت و بدون شائبه مجاز دربارهاش باید گفت: له الملک و له الحمد [١]* و الیه یرجع الامر کلّه [٢]. علیهذا هرگونه تصرف خداوند در جهان، تصرف در چیزی است که از آن خود او است، هیچکس در برابر او حقی و مالکیتی و اولویتی ندارد، پس ظلم درباره خداوند منتفی است، نه از آن جهت که چون قبیح است خداوند نمیکند، و نه از آن جهت که حسن و قبح در مورد خداوند معنی ندارد، بلکه از آن جهت که فرضا قبح ظلم، ذاتی ظلم باشد و حسن و قبحهای ذاتی همچنانکه بر اعمال بشر حاکم است بر فعل خداوند هم حاکم باشد، عملا در مورد خداوند مصداق پیدا نمیکند زیرا هیچکس نسبت به هیچ چیز خود، در مقابل خداوند مالکیتی ندارد تا عملا ظلم محقّق شود.
گویند سیف الدوله حمدانی، از ملوک آل حمدان، که از ادب بهرهای داشت و محفلش مجمع ادبا بود، روزی در محفل ادبا، که ابو فراس، شاعر موشکاف شیعی عرب نیز حضور داشت گفت: بیتی سرودهام که گمان ندارم احدی بتواند دوم آن را بیاورد جز ابو فراس:
لک جسمی تعلّه | فدمی لا تطلّه | |