مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٥ - دوره های سه گانه اگوست کنت
دارد. او بخواهد ساعت ساز را در لابلای چرخهای ساعت و اجزای آن بیابد و پس از آنکه مدّتی در لابلای چرخها جستجو کرد و غیر از اجزای ساعت چیزی نیافت، بگوید من ساعت ساز را نیافتم، پس این دلیل این است که ساعت سازی وجود ندارد.
یا مثل این است که لباس دوخته زیبایی را به کسی نشان بدهند و بگویند این لباس، دوزنده و خیاطی دارد، و او بگوید من اگر خیاط را در جیبهای آن لباس پیدا کردم، وجودش را قبول میکنم و الّا نه.
این طرز تفکر از نظر تعلیمات اسلامی صد در صد غلط است. خدا از نظر معارف اسلامی در ردیف علل طبیعی نیست که ما بگوییم این موجود خارجی را خدا درست کرده یا فلان علّت طبیعی؟ این تردید، غلط و بیمعناست. میان خدا و علل طبیعی تردید و «یا» متخلّل نمیشود تا سؤال را بدین گونه مطرح کنیم. این نحو تفکر، تفکر ضدّ خدایی است. خداشناسی به این معنی است که تمام مجموعه طبیعت از اوّل تا به آخر، یک واحد کار است و همه مجموعاً کار خداست؛ نه اینکه جزئی از این کار را بگوییم آیا خدا کرده یا طبیعت، آنگاه اگر علّت آن را خوب نشناختیم، بگوییم خدا کرده و اگر علّت طبیعی آن را شناختیم، بگوییم مربوط به طبیعت است و دیگر ربطی به خدا ندارد.
دوره های سه گانه اگوست کنت
آگوست کنت در مورد ادوار زندگی بشر، تقسیمی دارد که با کمال تأسّف کم و بیش پذیرفته شده است، در صورتی که از نظر آشنایان به فلسفه اسلامی سخنی کاملًا بچّگانه است. میگوید بشر سه دوره را گذرانده است:
١. دوره ربّانی. در آن دوره بشر حوادث را با قوای ماوراء الطّبیعه توجیه میکرد و علّت هر چیز را خدا یا خدایان میدانست.
٢. دوره فلسفی، که در آن دوره بشر به اصل علّیت پی برده بود، امّا هنوز به تفصیل، علل اشیاء را نمیدانست. چون به اصل علیت پی برده بود، درباره هر حادثهای حکم میکرد که اجمالًا علّتی در خود طبیعت دارد. در این دوره بشر به وجود قوّه در طبیعت پی برده بود و سربسته حکم میکرد که در طبیعت یک سلسله قوا وجود دارد که در حوادث، نقش اصلی را بر عهده دارد. در این دوره نظر به اینکه بشر کلّی و