مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٢ - سطح عالی
«آنچه در قرآن در این زمینه رسیده است بیش از آنچه در سایر کتب مقدّسه آمده است نیست».
آنگاه آیاتی چند از قرآن کریم نقل میکند و پس از یک سلسله بحثها میگوید:
«امّا اعتقاد به تقدیر که اسلام را در این باب ملزم قرار دادهاند، این الزام هم مثل سایر الزامات بیپایه و مایه است. ما آیاتی را که در موضوع قضا و قدر [است] سابقاً از نظر خوانندگان گذرانیدیم. آن آیات بیش از آیاتی نیست که در این خصوص در کتاب مقدّس ما درج است. تمام حکما و متکلّمین [مسیحی] خصوصا لوتر قائلاند که کلیه حوادث و وقایع عالم آنچه هست همه مقدّر شده و قابل هیچ گونه تبدیل و تغییر نیست. خود لوتر که مصلح مذهب مسیحی است مینویسد: در این باب شواهدی که از کتاب مقدّس در دست میباشد، تماما منافی و مخالف با مسأله اختیار است و این قرائن و شواهد در بسیاری از موارد کتاب، موجود، بلکه تمام کتب پر است از این قبیل امارات».
آنگاه به عقیده تقدیر در میان قدمای روم و یونان اشاره میکند؛ سپس میگوید:
«پس معلوم شد اسلام بیش از سایر ادیان مسأله تقدیر را اهمیت نداده. حتّی به قدر علمای معاصر که در پیروی از اقوال لاپلاس و لیب نیتس اهمیت به این مسأله دادهاند، اسلام این قدر هم آن را قابل توجّه قرار نداده است.» [١]
گوستاولوبون قبول میکند که عقیده به تقدیر مستلزم جبر و نفی اختیار است، ولی میگوید در تمام ادیان و بسیاری از سیستمهای فلسفی این عقیده هست؛ اختصاص به قرآن ندارد.
ویل دورانت در تاریخ تمدّن پس از آنکه مضمون آیاتی از قرآن را در زمینه شمول و عمومیت علم و مشیت الهی نقل میکند، و نیز به حدیث معروفی که در صحیح بخاری است اشاره میکند، میگوید:
«این اعتقاد به قضا و قدر، جبریگری را از لوازم تفکر اسلامی کرده است ..». [٢]
[١]. تمدّن اسلام و عرب، ص ١٤١ و ١٤٩.[٢]. تاریخ تمدّن، ج ١١ (بخش دوّم از کتاب چهارم)/ ص ٤١.