مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٩ - بدبینی فلسفی
وجود ندارد.
بدبینی نسبت به جهان، رنجآور است. بسی دردناک است که آدمی جهان را فاقد احساس و ادراک و هدف بداند. انسانی که خود را فرزند کوچکی از جهان میداند و برای خودش هدف قائل است وقتی چنین بیندیشد که جهانی که مرا و فکر مرا بوجود آورده است و هدف داشتن را به من یاد داده است، خودش هدف ندارد، سخت به خود میلرزد. کسی که فکر میکند در جهان عدالت نیست، در طبیعت تبعیض و ظلم وجود دارد، اگر همه نعمتهای دنیا را به او بدهند بدبین و ناخشنود خواهد ماند.
کوششهای چنین کسی از برای سعادت خود و نیکبختی نوع بشر با هیچگونه دلگرمی و امیدی همراه نیست. وقتی پایه هستی بر ستمگری باشد، دیگر عدالتخواهی انسان بیمعنی است. وقتی اصل جهان، بیهدف است، هدف داشتن ما همچون نقش بر آب، چیزی احمقانه است.
اینکه صاحبان ایمان، از بهترین آرامش و آسایش روانی برخوردارند از آن جهت است که جهان را حکیم و علیم و هدفدار میدانند نه گیج و منگ و ابله و بیهدف، آن را عادل و طرفدار حق و اهل حق میدانند نه ستمگر و طرفدار ستم و یا بیتفاوت. یکتاپرستان، در مورد بدیها و شرور، معتقدند که هیچ چیزی حساب نکرده نیست؛ بدیها یا کیفری هستند عادلانه یا ابتلائی هستند هدفدار و پاداش آور.
اما اشخاص بیایمان چه میکنند؟ آنان به چه چیز دل خوش میدارند؟ آنان به خودکشی متوسل میشوند و به گفته یکی از آنان «مرگ را با شهامت در آغوش میکشند».
سازمان بهداشت جهانی، آماری منتشر کرده و اعلام کرده که آمار خودکشی مخصوصاً در میان روشنفکران بالا میرود. بر حسب گزارش این سازمان، در هشت کشور اروپایی، خودکشی خیلی زیاد شده است. یکی از آن هشت کشور سویس است که ما آن کشور را نمونه خوشبختی میانگاریم. در این گزارش آمده است که خودکشی، سومین عامل مرگ و میر است، یعنی بیش از سرطان تلفات میدهد و متأسفانه در میان طبقه تحصیلکرده بیش از طبقه بیسواد واقع میشود.
نیز در همین گزارش آمده است که در کشورهای در حال توسعه که در حال از دست دادن ایماناند، خودکشی زیادتر است. در آلمان غربی هر سال ١٢٠٠٠ نفر به وسیله خودکشی میمیرند و ٦٠٠٠٠ نفر خودکشی میکنند و نجات داده میشوند.
این است زندگی کسانی که ایمان خویش را به خدای دانا «ربّ العالمین» از دست دادهاند.