مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١ - بدبینی فلسفی
شوپنهاور که ویلیام جیمز از او نیز یاد کرده است، معتقد است:
«اصل در زندگانی، رنج و گزند است، لذت و خوشی همانا دفع الم است و امر مثبت نیست، بلکه منفی است؛ و هر چه موجود جاندار در مرتبه حیات برتر باشد رنجش بیشتر است، چون بیشتر حس میکند و آزار گذشته را بیشتر به یاد میآورد و رنج آینده را بهتر پیشبینی مینماید ... یک دم خوشی، عمری ناخوشی در پی دارد.
ازدواج نمیکنی در آزاری، میکنی هزار دردسر داری. مصیبت بزرگ بلای عشق است و ابتلای به زن که مردم مایه شادی خاطر میدانند، در صورتی که سر دفتر غمها است. معاشرت میکنی گرفتاری، نمیکنی از زندگی بیزاری. بندگی، بند و خداوندی صداع. مختصر، تا جان در تن است از این رنج و مشقّت نمیتوان رست.
زندگی سراسر جان کندن است، بلکه مرگی است که دم بدم به تأخیر میافتد، و سرانجام اجل میرسد در صورتی که از حیات، هیچ سودی برده نشده و نتیجه مفیدی بدست نیامده است.» [١]
در جهان اسلام نیز احیاناً کسانی بوده و هستند که جهان را تاریک میبینند و همواره چهرهای گرفته و عبوس و خشمگین در برابر جریانات آفرینش نشان میدهند و به قول ویلیام جیمز گفتههاشان نوعی دندان غروچه است. «ابو العلاء معرّی» فیلسوف و شاعر معروف عرب و همچنین خیام شاعر از این گروهاند. اینکه میگویم «خیام شاعر» از آن جهت است که محقّقین باور ندارند که اشعار معروف بدبینانه، از خیام فیلسوف و ریاضیدان باشد. آنچه برای خیام شاعر موجب حیرت و رنج و ناله است برای «خیام فیلسوف» حل شده است [٢].
در عصر ما به تقلید از اروپائیان، و به علل دیگر که اکنون جای ذکرش نیست، نویسندگانی بدبین پیدا شدهاند که زهرهایی از این راه به جان جوانان میریزند و آنان را بیعلاقه به زندگی و احیاناً وادار به خودکشی میکنند و از طرف عوامل مرئی و نامرئی مورد تشویق قرار میگیرند و روزبروز بر عددشان افزوده میگردد. صادق هدایت از این گروه است. نوشتههای وی به قول ویلیام جیمز حالت همان خوکی را مینمایاند که زیر تیغ، ناله سر میدهد و یا موشی که در حالی که مشغول جان دادن است جیرجیر میکند.
نقطه مقابل امثال نیچه و شوپنهاور و ابو العلاء و خیام، فلاسفه و حکمای
[١]. سیر حکمت در اروپا، ج ٣، بخش چهارم.[٢]. رجوع شود به کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» چاپ هفتم به بعد بحث «خدمات فلسفی ایرانیان به اسلام».