مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٥ - مفهوم آفرینش
هدف اصلی ما از نقل کلمات بالا این بخش است. ایشان در حال حاضر که فیزیک جدید، نظریه تحلیل و کاهش تدریجی جهان را تأیید میکند، ترجیح میدهند که بپذیرند جهان در زمانی متناهی ولی نامعلوم آغاز یافته است، ولی اکنون که اجباراً باید پذیرفت جهان در زمانی متناهی آغاز یافته است در اینجا دو فرضیه وجود دارد:
یکی اینکه جهان در لحظه آغاز به دست خالقی آفریده شده باشد؛ دیگر اینکه در آن لحظه خودبخود و بدون دخالت هیچ عاملی، هستی جهان آغاز شده باشد. ایشان مدّعی هستند از نظر قوانین علّی هیچ ترجیحی میان این دو فرضیه نیست؛ هر دو فرضیه قوانین علّی را یکسان نقض میکنند. همان طور که پیدایش خودبخود جهان برخلاف قوانین علّی است، پیدایش جهان وسیله یک نیروی آفریننده نیز برخلاف قوانین علّی است، زیرا قوانین علّی که ما قادر به مشاهده آن هستیم استنتاجهایی را از راه علّیت مجاز میشمارد که از قوانین علّی آغاز شده باشد؛ یعنی علّیت و معلولیتی را به رسمیت میشناسد که خود علّت نیز به نوبه خود معلول علّتی دیگر باشد، امّا اگر علّیت و معلولیتی فرض شود که علّت به نوبه خود معلول نباشد، برخلاف اصل علیت است که در حوزه علم معتبر به شمار میرود.
اگر علّیت و معلولیتی فرض شود که علّت به نوبه خود معلول علّتی دیگر نباشد، مستلزم این است که خلقت از عدم صورت گرفته باشد و خلقت از عدم چیزی است که به تجربه ممتنع است.
اوّلًا آقای راسل میپندارد قانون علّیت از نوع مشهودات و محسوسات است؛ توجّه نکرده و یا نخواسته است توجّه کند که علّیت و معلولیت محسوس نیست. آنچه محسوس است توالی و تعاقب حوادث است نه علّیت و معلولیت آنها و نه قوانین کلّی علّی و معلولی، بلکه توالی و تعاقب نیز محسوس نیست، معقول و انتزاعی است.
ثانیاً میگوید قانون علّت و معلول، علّیت و معلولیتی را تأیید میکند که علّت نیز به نوبه خود معلول علّتی دیگر باشد و فرض علّیت و معلولیتی که علّت، معلول علّت دیگر نباشد برخلاف قانون علّیت و معلولیت است.
میپرسیم چرا؟ فرضاً ما قانون علّیت را یک قانون تجربی بدانیم، در کجای این قانون چنین محدودیتی و تقییدی هست؟ مگر تصوّر ما از علّیت و معلولیت جز این است که هر پدیدهای نیازمند به عاملی است که او را به وجود آورده باشد؟ امّا اینکه خود عامل مزبور نیز باید پدیدهای باشد که به یاری عامل دیگر به وجود آمده باشد و