شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٥٨ - جهان هستى
غبار به هم مى رسيدند ، رطوبت شبنم آنها را به يكديگر مى چسباند و گاهى نيز به شكل پاره هاى يخ زده ى آب و گِل درمى آمدند .
در هر گرداب ميليونها از اين پاره ها در گردش بودند ، نيروى جاذبه آنها را به سوى يكديگر مى كشيد ، اين پاره ها به هم مى پيوستند و توده هاى بزرگتر مى ساختند و گوى عظيم و چرخانى پديد مى آوردند ; اين گوى عظيم با نيروى جاذبه اى كه داشت پاره هاى پيرامون خود را به سوى خويش مى كشيد و روز به روز بزرگتر مى شد و سرانجام به قدرت و رحمت خدا اين گوى به صورت زمين پديدار شد .
بعد ساير سيارات نيز از گردابها رخ نمودند ، هر سياره در مسير خود گِرد خورشيد مى گرديد ; عطارد از همه به خورشيد نزديك تر بود و پس از آن زهره ، زمين و مريخ بودند . در آن سوى مريخ سياره هاى عظيم مشترى ، زحل ، اورانوس و نپتون به دور خورشيد گردش داشتند و بسى دورتر از نپتون سياره ى پلوتو بود[١] .
جهان همان اندازه بزرگ است كه اتم كوچك است و بشر هرگز نخواهد توانست حدّ آن را ببيند . نور با سرعت باورنكردنى در هر ثانيه سيصد هزار كيلومتر حركت مى كند ، با وجود اين سرعت ، نور نزديك ترين ستاره چهار سال در راه است تا به ما برسد !!
تلسكوپ كوه « پالومار » كاليفرنيا كه قطر آينه ى آن پنج متر است مى تواند ستارگانى را در فضا ببيند كه نورشان پس از هزار ميليون سال به ما مى رسد !!
تعداد ستارگانى كه اينك با تلسكوپ هاى نوين مى توانيم ببينيم به قدرى زياد است كه اگر صد سال تمام شب و روز به شمارش آنها بپردازيم و در هر ثانيه يك
[١] گذشته و آينده ى جهان : ٢٠ ـ ٢٧ .