شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٥٦ - جهان هستى
بودند از : ذرّات دود و گاز كه در فضا سرگردان بودند ، ولى چنان در پراكندگى به سر مى بردند كه به ندرت با يكديگر تصادم مى كردند .
( ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمآءِ وَ هِىَ دُخانٌ )[١] .
« سپس به آفرينش آسمانها توجه فرمود ، در حالى كه توده اى از دود بود » .
آنگاه با آفرينش ستارگان به تزئين آسمان پايين ، كه نزديك ترين آسمان به ماست پرداخت ، به اين ترتيب كه ميليونها ذرّه و گاز به شكل ابرهاى عظيم به دور هم گرد آمدند ، توده هاى ابر ذرات را به سوى مركز جذب مى كرد و بالاخره توده ى انبوه ابر جمع مى شد و ذرات آن به يكديگر نزديك مى گشت ، اين ذرات با يكديگر اصطكاك پيدا مى كرد و گرما توليد مى شد ، و گاهى در مركز ابر گرما چنان شدّت مى يافت كه توده را به تابش مى انداخت و فضاى تاريك را روشنى مى داد ، سرانجام ميليونها توده ى ابر به صورت ستاره ها درآمدند و از آن پس در جهان تاريك نور پيدا شد و آسمان دنيا به ستارگان زينت گرفت .
در بيابان پهناور فضا ابرى بى شكل در همه جا به طور يكنواخت پخش شده بود ، ذرات ماده به هم مى خوردند و با يكديگر تركيب مى شدند ، ابر به دريايى متلاطم و خروشانى از گاز تبديل مى شد و شروع به چرخيدن مى كرد ، اين درياى دود و گاز همچنان مى چرخيد و مى غريد و مى خروشيد ، و تلاطم نامرئى خيزابها و شكستن امواج نامرئى كه هر يك به بزرگى اقليمى بود در دل اين دريا طغيان برمى انگيخت ، موجها به هم مى خوردند و بر هم مى لغزيدند و در دل هم فرو مى رفتند و به هم مى آميختند .
در ميان اين درياى جوشان طرحى مارپيچى از اثر چرخش مادّه ى دوّارى پيدا شد .
[١] فصّلت : ١١ .