شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٥٣ - اَللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْء
هستى به سر مى برند و آنى از آنات و لحظه اى از لحظات از اين فيض جدا نيستند و قدرت جدا شدن ندارند و به فرض اين كه بتوانند لحظه اى جدا شوند آثارى از آنان در كشور هستى بر جاى نمى ماند .
ايجاد موجودات ، رزق مخلوقات ، رشد و نمو نباتات ، كمال جمادات ، نزول آيات ، ظهور بيّنات ، بعثت پيامبران ، هدايت گمراهان ، راهنمايى گم گشتگان ، حيات جانداران ، پديد آمدن فرشتگان ، زنده شدن مردگان ، ثواب نيكوكاران ، مكافات بدكاران ، شايستگى مؤمنان ، ذلت كافران ، برپا شدن قيامت ، ظهور بهشت و دوزخ ، آمرزيده شدن عاصيان از اهل ايمان و آنچه كه در همه ى هستى براى همه چيز از خير و خوبى وجود دارد ، شعاعى از فيض عام و رحمت واسعه ى حضرت حق است .
ما گدايان خيل سلطانيم ^^^ شهر بند هواى جانانيم
بنده را نام خويشتن نبود ^^^ هرچه ما را لقب نهند آنيم
گر برانند و گر ببخشايند ^^^ ره بجايى دگر نمى دانيم
چون دل آرام مى زند شمشير ^^^ سر ببازيم و رخ نگردانيم
دوستان در هواى صحبت يار ^^^ زر فشانند و ما سر افشانيم
مر خداوند عقل و دانش را ^^^ عيب ما گو مكن كه نادانيم
هر گلى نو كه در جهان آيد ^^^ ما به عشقش هزار دستانيم
تنگ چشمان نظر به ميوه كنند ^^^ ما تماشاكنان بستانيم
تو به سيماى شخص مى نگرى ^^^ ما در آثار صنع حيرانيم
هرچه گفتند جز حكايت دوست ^^^ در همه عمر از آن پشيمانيم
« سعديا » بىوجود صحبت يار ^^^ همه عالم به هيچ نستانيم
ترك جان عزيز بتوان گفت ^^^ ترك يار عزيز نتوانيم[١]
[١] سعدى شيرازى ، ديوان اشعار ، غزل ٤٣٩ .