شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٥١ - اَللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْء
قالش لال ، و پديد آمدن حالش محال بود .
زبان ندا دهنده ى حق ، با اتصال به قدرت حق « اللّهم » مى گويد ، و لسان حال دعا خوان ، با لطف و كرم او گشوده مى شود .
دعا خوان بايد به اين حقيقت آگاه باشد كه : تا خواست محبوب نباشد ، بيان درخواست خواهنده امكان ندارد و تا اراده ى حضرتش در وجود عبد تجلّى نكند ، عبد براى دعا و طلب حاجت به پيشگاه او نمى رود .
آرى ! دعا تعليم اوست . حيات وجود دعا خوان رشحه اى از امر اوست . زبان قال و لسان حال دعا خوان در دست اراده ى اوست ; پس همه چيز از او و در سيطره ى مالكيت و قدرت اوست .
از خودى اى خدا نجاتم ده ^^^ زين محيط بلا نجاتم ده
يكدم از من مرا رهايى بخش ^^^ از غم ماسوا نجاتم ده
دلم از وحشت جهان بگرفت ^^^ زين ديار فنا نجاتم ده
نفس امّاره قصد من دارد ^^^ از بلاى هوا نجاتم ده
« إنّى أسألك » : إنّى به معناى من است ، ولى در اينجا به معناى منيّت كه بويى از فرعونيت دارد نيست . من در اين فراز ملكوتى و بقيّه ى جملات دعا اشاره به من طبيعى و من عقلانى و من عالى و من وجودى و من استقلالى ندارد ، من در اين عرصه ى معنوى به معناى فقر ذاتى ، تهى دستى ، نيازمندى و خاكسارى است .
دعا خوان در اين مقام از من ذاتى خود جز فقر و انكسار ، ذلت و بيچارگى ، تضرّع و زارى ، خشوع و خضوع و مسكنت و خوارى ، نمى بيند و از حضرت محبوب جز رحمت و كرامت ، لطف و محبت ، احسان و عدالت و عفو و مغفرت مشاهده نمى كند ، به اين خاطر دست سئوال كه درخواست نيازمند از بى نياز ، و گدايى و خواهش خاك نشينى ناچيز ، از مقامى بلندمرتبه و غنى بالذات است