شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٣٥١ - وَنَفْسِى بِخِيَانَتِهَا وَمِطَالِى
بايد اين خودخواستن را با ايمان به خدا و قيامت و ارتباط با انبيا و امامان و عمل به تكاليف شرعيه و رعايت حقوق انسان ها مهار كرد ، كه خودخواستن به خودبينى نرسد ، يعنى از حدّ اعتدال گذشته و به شهوت و جنون برسد ، كه خودپرست به هيچ چيز جز به مشتهيات و منافع شخصى خود نظر ندارد و اين خوى پليد در هركس باشد در مرحله ى اوّل براى خودش زيان آور است و بعد براى جامعه اى كه در آن عضويت دارد . مثلا خشم ، از لوازم خودخواهى است ولى بايد آن را براى دفاع از جان ، مال ، ناموس ، وطن و حق بكار گرفت نه براى آزار ناتوانان و زيردستان ; افراط در خشم ، سبعيّت و درندگى است و تفريط ، بى پروايى و بى غيرتى !
آزادى ، ميوه ى محبوب حيات و شرط كمال اراده است ، زيرا در فضاى آن ، انسان مقهور اميال غير و اسير ديگران نيست ، ولى بايد اين اقتضاى فطرى به حكم عقل و اعتدال در جاى خود انجام گيرد كه در افراط آن طغيان و شورش طلبى و ايجاد هرج و مرج ، است و در طرف تفريط ، تن دادن به استبداد و اسارت .
غريزه ى حبّ مال ، خوب است ولى تا آنجا كه به امساك و بخل و استفاده از هر وسيله براى به دست آوردن آن ، مانند كارهاى نامشروع و كلاهبردارى و قمار و دزدى و اختلاس و . . . نرسد .
در مناسبات با ديگران بهترين راه نيكوكارى است و در اينجا هم بايد حدّ اعتدال را نگاه داشت كه به ظلم در حق خود و ظلم بر خانواده نيانجامد .
حسن معاشرت و مسرور ساختن معاشرين ، نيك است امّا تا آنجا كه به شوخى هاى زننده نرسد . ذكر كردن صفات حميده ى دوستان ، تشويق خوبى نسبت به آنان است ولى بايد به تملّق منتهى نشود[١] .
[١] علم الاخلاق : ١٠١ .