شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٣٥٣ - اوصاف نفس
( . . . قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ . . . )[١] .
« يعقوب به فرزندانش گفت : يوسف را گرگ نخورده بلكه نفوس شما زشتى را در نظرتان آراسته است » .
( كُلُّ نَفْس بَما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ )[٢] .
« هر نفسى در گرو گناهانى است كه مرتكب شده است » .
( وَأَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الهَوَى ^ فَإِنَّ الجَنَّةَ هِىَ المَأْوَى )[٣] .
« و اما كسى كه از مقام پروردگارش ترسيد و نفس را از سقوط در ورطه ى هلاكت باز داشت ، يقيناً بهشت جايگاه اوست » .
( أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَى عَلَى مَا فَرَّطتُ فِى جَنبِ اللّهِ . . . )[٤] .
« كار را به جايى نرسانيد كه نفسى در قيامت بگويد : اى حسرت و افسوس بر من از كوتاهى هايى كه در اطاعت از دستورات خدا كردم » .
شيخ بهائى در كتاب باارزش « اربعين » خود مى گويد : مراد از « نفس » در روايات : قواى حيوانى ، از قبيل شهوت و خشم است .
غزالى در كتاب « مدارج القدس » در يك جمله به اين معنا اشاره كرده است :
يُطلَقُ النَّفسُ عَلَى الجَامِعِ للصِّفاتِ المَذْمُومَةِ المُضَادَّةِ لِلْقُوَى العَّقْلِيَّةِ .
« نفس بر جامع صفات مذمومه كه در تضاد با قواى عقلى است اطلاق مى شود » .
حكماى الهى مى گويند : جهاد با نفس فقط به لحاظ تعلق آن با بدن است كه ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
١ ـ يوسف : ١٨ .
٢ ـ مدثر : ٣٨ .
٣ ـ نازعات : ٤٠ ـ ٤١ .
٤ ـ زمر : ٥٦ .