شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٣١٧ - اقرار و اعتراف جوان گناهكار
چون اين آيه را تلاوت كردم ، صداى ناله ى آن جوان بلند شد و من از در آن خانه عبور كردم .
فردا صبح كه به در آن خانه گذر نمودم ، پيرزنى را آنجا ديدم كه زارى و فغان مى كرد و مى گفت : فرزندى داشتم كه شبها از خوف حق گريه مى كرد ، شب گذشته وقت مناجاتش كسى آمد و سر به در خانه نهاد و آيه اى از آيات عذاب حق را تلاوت كرد ، پس جوانم نعره زد و به اندازه اى گريه كرد تا آن كه جان به جان آفرين داد .
گفتم : مادر آن آيه را من خواندم و من سبب شدم كه روح او به عالم بقا شتافت ، اجازه مى دهى او را غسل دهم ؟ گفت : آرى . چون قطيفه از رويش برداشتم ديدم پلاسى[١] در گردن دارد ، چون پلاس را از گردنش گشودم ديدم با خط سبز بر سينه ى او نوشته شده : ما اين عبد را به آب توبه
غسل داديم ! [٢]
به غير دوست نبايد نمود راز ابراز ^^^ كه غير ابروى او نيست قبله گاه نماز
ز عاشقان اگر آزرده دل بود معشوق ^^^ چه سود ناله و فرياد و آه و سوز و گداز
چو دست ما به سر زلف آن صنم نرسد ^^^ چگونه قصّه ى شب را كنيم دور و دراز
نبود كس بر من غير شمع و پروانه ^^^ شبى كه با تو نمودم به عجز راز و نياز
زبان شمع بريدم كه بازگو نكند ^^^ به پيش غير تو چون جز تو نيست محرم راز
[١] فرهنگ معين : پلاس : قطعه اى از پارچه .
[٢] انيس الليل : ٢٣٣ .