اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٨١ - حدوث و قدم
ب- شيخ تقدم زمانى و مكانى را از لحاظ ترتيب- در عرض هم قرار داده و ما گفتيم كه- تقدم زمانى مقدم است از نظر ترتيب بر تقدم مكانى- .
ج- شيخ حتى در زمان هم فرض مبدا محدود را ضرورى دانسته- و حال آنكه بالضروره اينطور نيست- پس به عقيده شيخ اگر مبدا محدودى فرض نكنيم- تقدم و تاخر زمانى معنا ندارد و اين از شيخ - و از حاجى كه در حاشيه اين را تصحيح مىكند خيلى بعيد است- .
بيان آقاى طباطبائى در اينكه- قرب و بعد را همه جا مناط قرار داده- شبيه بيان شيخ و يا متخذ از بيان شيخ است- .
٢١- صدرا به شيخ اشكال مىكند كه- ملاك تقدم يعنى مفهوم تقدم- و آن چيزى كه مناط صدق مفهوم تقدم است- كه شما آن را اين مىدانيد كه- ان المتقدم بما هو متقدم له شىء ليس للمتاخر- و لا شىء للمتاخر الا و هو ثابت للمتقدم- در مورد زمان صادق نيست- .
حاجى در حاشيه مىگويد- ملاك در تقدم زمانى خود زمان نيست- بلكه كون در زمان يعنى متى است- و در آن هم يك مبدا محدودى بايد فرض كرد- و در آن وقت است كه يك شىء اقرب به آن مبدا- محدود مىشود از شىء ديگر- .
كلام حاجى از لحاظ بيان مقصود شيخ درست است- ولى از لحاظ حقيقت درست نيست- چنانكه در بند ٢٠ گفتيم- .
٢٢-در باب تقدم دو بحث است- يكى اينكه اطلاق تقدم بر اقسام تقدم- و يا بر افراد هر قسمى به تفاوت و تشكيك است- ديگر