اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٢٤ - يادداشتهاى تفصيلى
بين ممكنات- يكى از ادله متقنه اصالت وجود است- و مىتوان شعر معروف حاجى كذا لزوم السبق فى العليه را- به همين معنا ارجاع نمود كه بنا بر اصالت ماهيت- و اينكه مناط احتياج به علت امكان ماهوى است- همه ممكنات در صدور از ذات واجب على السويه است- بلكه نسبت هر معلولى با هر علتى- عين نسبت ساير معاليل است با آن علت و بالعكس- و اساسا تفاوت امكانات و تشكيك در امكانات- چه معنى دارد و البته خود آخوند قبلا گفته كه- امكان ذاتى قابل شدت و ضعف نيست- و حاجى هم در حاشيه توجيهى كرده- ولى عين همين اشكال در امكان استعدادى نيز هست- يعنى همان طورى كه- تقدم و تاخر مراتب وجود در سلسله طولى- ذاتى و مقوم مرتبه آنها است- در سلسله عرضى و قوس صعودى نيز اين تقدم و تاخر- و مرتبه آنها مقوم آنها است و اگر فرض كنيم- فلان موجود در زمانى غير زمان خودش موجود شود- خودش خودش نيست نه اينكه خودش خودش هست- و شرط وجودش كه زائد بر وجودش است- و امكان استعداديش كه مغاير با وجودش است- موجود نيست حقيقت اينست كه- شرائط و معدات و موانع براى حقائق وجوديه- به اين معنى كه وجود شىء وجود شىء باشد- و شرط اين وجود موجود نباشد ابدا معنى ندارد- و اين مطلب زائيده اصالت ماهيت است- و از قياس به امور اعتبارى و قانونى و قراردادى پيدا شده- .
و اينكه در ذيل كلام مىگويد و هو ايضا هذا المعنى بالقياس الى نحو خاص من وجوده - ظاهر اينست كه مىخواهد بگويد كه- بعضى امور مثل صور و اعراض ممكن الوجود لذاته هستند- ولى