اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٠٧ - يادداشتهاى تفصيلى
مىآيد گفته شود كه- خروج حركت از قوه به فعل دفعى است نه تدريجى- جواب اينست كه اولا خود قوم آنجا كه گفتند- در حركت دو خاصيت است يك خاصيت را اين قرار دادند- كه هميشه قوه حركت باقى است- پس قوه حركت تدريجا به فعليت مىرسد- و ثانيا فرضا حركت امر دفعى باشد- بالاخره خروج از قوه به فعل هست- و اگر بنا شود خود خروج از قوه به فعل- قوه و فعليتى داشته باشد خروج دفعى قوه و فعليتى مىخواهد- و تسلسل عود مىكند و ثالثا اين بيان كه- حركت را امرى خارج از قوه به فعل بدانيم- با آنچه قبلا گفته شد كه- حركت نفس خروج از قوه به فعل است منافات دارد ٣٧-فرق بين ماده و صورت- و قوه و فعل و امكان و فعليت چيست- ماده را گاهى نفس قوه معرفى مىكنند- به جوهر ذا محض قوه الصور...و گاهى حامل قوه- و آيا ما بالقوه و ما بالفعل به چه چيز گفته مىشود- مثلا تخم سيب كه بالقوه سيب است- آيا در اصطلاحات قوم كه گفته مىشود- ما بالقوه در مقابل ما بالفعل- مقصود مستعد است يا مستعد له- مجموع اين امور در اصطلاح بايد فرق گذاشته شود- ١-ماده صورت- .
٢-قوه فعل- .
٣-امكان فعليت- .
٤-ما بالقوه ما بالفعل- .
٥-ما به الشىء بالقوه و ما به الشىء بالفعل- .
٦-الجوهر القابل و الجوهر المقبول- .
٧-المركب من الماده و الصوره- .