اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٩ - مقاله دهم قوه و فعل امكان و فعليت(١)
............... .
است مىگويد- هر چيزى كه لازمه موجود بودن او تكرر وجود او باشد- او امر اعتبارى است - .
مثلا به عقيده شيخ اشراق وحدت امر اعتبارى است- يعنى اشيائى كه داراى صفت وحدت مىباشند- حقيقت دارند اما خود وحدت اعتبارى و انتزاعى است- زيرا اگر وحدت وجود داشته باشد- بايد يا واحد باشد يا كثير- چون نمىشود موجودى نه واحد باشد و نه كثير- اگر وحدت واحد باشد يعنى داراى صفت وحدت باشد- وحدت اين وحدت نيز بايد موجود باشد- پس ما در اينجا دو وحدت موجود داريم- يكى وحدت آن شىء مورد نظر ديگر وحدت وحدت آن شىء- نقل كلام بوحدت وحدت آن شىء مىكنيم- آن وحدت نيز چون على الفرض موجود است و واحد است- پس وحدتى دارد و چون باز على الفرض هر وحدتى وجود دارد- پس وحدت آن وحدت وجودى دارد- و همينطور الى غير النهايه- اما اگر فرض كنيم خود وحدت واحد نيست و كثير است- اشكال بيشتر مىشود زيرا اولا خلاف بديهى است- ثانيا هر كثيرى مجموعهاى از واحدها است- پس وجود وحدت مستلزم وجود چند واحد است- و باز هر يكى از آن واحدها چون داراى وحدتند- و هر وحدتى كثير است و مجموع واحدها است- پس وجود هر يك از آن واحدها مستلزم واحدها است- و همينطور الى غير النهايه و لازم مىآيد- الى غير النهايه رشتههاى نامتناهى به وجود آيد- پس وحدت از آن امورى است كه- وجود داشتن آنها مستلزم تكرر آنها است- و چون تكرر آنها محال است- پس وجود داشتن آنها محال است- پس وحدت امر اعتبارى است- .
شيخ اشراق به همين دليل وجود را نيز امر اعتبارى مىداند- و مدعى است موجود بودن وجود- مستلزم تكرر وجود هر شىء الى غير النهايه- يعنى يك امر محال خواهد بود- .
اكنون كه اين قاعده كلى روشن شد مىگوئيم- موجود بودن استعداد نيز- مستلزم تكرر وجود استعداد است- و چون تكرر وجود به صورتى كه بيان شد محال است- پس استعداد و امكان استعدادى نيز موجود نيست- و امر اعتبارى