اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢١ - مقاله دهم قوه و فعل امكان و فعليت(١)
و از آن روى كه در مقاله ٩ گفته شد كه- ماده با داشتن صورتى عين آن صورت را بار ديگر نمىپذيرد- تحصيل حاصل محال است بايد گفت- اين نسبت يا صفت وجودى به وجود خود ادامه خواهد داد- تا صورت و شكل مطلوب پيدا شود- و پس از پيدايش آن امكان مذكور از ميان خواهد رفت- زيرا خواستن و به خود گرفتن صورتى- با داشتن همان صورت معنى ندارد- مثلا سيب پس از سيب شدن ديگر سيب نمىشود- مگر اينكه صورت سيب موجود را از خود دور كرده- و با حركت و سير ديگرى دوباره سيب شود- .(٥) ما اين صفت وجودى را قوه- و صورت وجودى پسين را فعل مىناميم- و گاهى به جاى اين دو نام قوه و فعل- دو لفظ امكان و فعليت را به كار مىبريم- چنانكه مثلا مىگوئيم تخم قوه و امكان درخت را دارد- و پس از فعليت درخت قوه سپرى مىشود- و يا امكان تبديل به فعليت مىگردد- .
و اين نيز بديهى است كه با آمدن فعليت درخت- چنانچه امكان درخت از ميان مىرود صورت تخم نيز- كه قوه درخت همراه آن بود از (٥)در گذشته ثابت شد كه- امكان وجود هر چيز قبل از خودش هميشه وجود دارد- البته از قبيل وجود تعين در ضمن متعين- اكنون نوبت آنست كه بدانيم- اين امكان تا كى به وجود خود ادامه مىدهد- آيا پس از تحقق يافتن خود شىء و به فعليت رسيدن آن- باز هم امكان و استعداد باقى است يا نه- .
جواب اينست خير آغاز فعليت يك چيز- پايان قوه و استعداد و امكان آنست- بديهى است اگر فرض كنيم با آمدن فعليتى- باز هم قوه و استعداد آن فعليت باقى است- لازم مىآيد كه استعداد استعداد حصول حاصل باشد- و