اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٣ - مقاله دهم قوه و فعل امكان و فعليت(١)
از بيان گذشته نتيجههاى زيرين را مىتوان گرفت- ١-نسبتى وجودى به نام قوه و امكان داريم- .(١) ٢-قوه و امكان نيازمند به فعليتى است كه او را نگه دارد- صورت پيشين همان مقام اول خود را حفظ كند- لازم مىآيد شىء واحد در آن واحد داراى دو واقعيت جداگانه- و دو ماهيت جداگانه بوده باشد- .
اما بايد ببينيم آيا صورت پيشين كه- از مقام خود معزول مىگردد و صورت پسين جاى او را مىگيرد- به كلى معدوم مىشود و صورت جديد كاملا جديد است- يا فقط از مقام خود معزول مىشود اما از ميان نمىرود- بلكه جزء ماده شىء قرار مىگيرد- .
در اينجا دو نظريه است- نظريه معروف قدما نظير ابن سينا اينست كه- صورت پيشين به كلى معدوم مىگردد- مثلا نطفه كه حيوان مىشود- آن صورت و فعليتى كه ملاك نطفه بودن است معدوم- و از نو صورت كاملا جديدى بر ماده افاضه مىشود- و به اصطلاح آنچه در طبيعت رخ مىدهد- خلع و لبس است يعنى ماده جامهاى را مىكند- و جامه ديگرى كه احيانا كاملتر است مىپوشد- براى ماده ممكن نيست با داشتن جامه جامه ديگر بپوشد- اما نظريه ديگرى كه مورد تاييد صدر المتالهين است- اينست كه صورت پيشين به كلى معدوم نمىشود- بلكه فقط از مقام خود معزول مىشود- و ديگر صورت نيست و به اصطلاح آنچه در طبيعت رخ مىدهد- خلع و لبس نيست لبس فوق لبس است- و اساسا امكان ندارد كه ماده به كلى خلع صورت كند- و صورت ديگرى بپوشد هر چند زمانى فاصله نشود- .
در متن مقاله بعدا در باره اين مطلب بحث خواهد شد (١)پوشيده نماند كه چون علوم طبيعى در رهگذر خود- تنها از چيزهايى كنجكاوى مىنمايد كه قابل آزمايش مادى- كه با ابزار مادى انجام گيرد بوده باشد- و تا كنون ابزار مادى نتوانتسه از يك رشته از صفات- و نسب وجوديه مانند قوه و امكان و مانند وحدت- و تقدم و تاخر و جز آنها كنجكاوى كند- از اين روى فلسفه مادى و به ويژه ماترياليسم