فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤١ - فلسفه مجازات در اسلام(١) ابوالقاسم مقيمى حاجى
از اين روى عذاب مىگويند كه موجب منع مجرم از بازگشت به ارتكاب جرم مىشود. (٧٧)
پس در هر سه واژه حدّ، تعزير و عذاب، معناى باز دارندگى و ارعاب وجود دارد و مجازات، هشدارى به مجرمان بالقوه است كه در صورت انجام جرم به چنين عاقبتى گرفتار مىشوند، چنانچه خداوند در قرآن كريم مىفرمايد:
{قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عاقبة المجرمين } (٧٨)؛
بگو در زمين بگرديد و ببينيد كه عاقبت خطا كاران چگونه بوده است.
مطالعه در شيوه اجراى مجازاتها مىتواند تا اندازهاى اهداف مجازاتها را براى ما روشن سازد؛ مثلاً كيفر تبعيد و تراشيدن موى سر بزهكار نيز كه در برخى موارد پيش بينى شده، نوعى تشهير است و با هدف بازدارندگى عمومى مجازات قابل تحليل است؛ به ويژه بنا بر اين نظر كه بزهكار را از شهرى كه محل وقوع جرم است يا شهرى كه كيفر تازيانه در آنجا اجرا شده تبعيد مىكنند، نه از جايى كه وطن اوست. (٧٩)
برخى از فقيهان، مانند فاضل اصفهانى صاحب «كشف اللثام»، كيفر تبعيد را اين گونه تحليل كردهاند. از همين رو، او معتقد است اگر فرض شود زنا در بيابانى صورت گيرد، وجهى براى تبعيد زناكار وجود ندارد و اگر در قافلهاى در مسافرت، اين جرم رخ دهد و در آنجا امكان اجراى حد شرعى باشد ـ مثل اينكه امام حضور داشته باشد ـ زانى را از قافله اخراج مىكنند. (٨٠)
همچنين تأكيد بر اجراى مجازات ها به صورت آشكار و علنى و در حضور گروهى از
(٧٧) ميرزا محمد مشهدى، كنز الدقائق، ج١،ص ١١٠: «ولهم عذاب عظيم، ص وعيد وبيان لما يستحقّونه والعذاب كالنكال بناء و معنى، يقال ،ص أعذب عن الشئ ونكل إذا امسك عنه، ومنه الماء العذب، لأنّه يقمع العطش ويردعه، فسمّى العذاب عذاباً، لأنّه يردع الجاني عن المعاودة إلى الجناية، ثمّ اتّسع فأطلق على كلّ ألم شديد وإن لم يكن نكالاً، أي عقاباً يرتدع به الجاني عن المعاودة.»
(٧٨) نمل،آيه٦٩.
(٧٩)نجفى، محمد حسن، جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٣٢٧.
(٨٠)كشف اللثام(ط .ق)، ج٢،ص ٣٩٩.