فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٠ - فلسفه مجازات در اسلام(١) ابوالقاسم مقيمى حاجى
مجازات در اسلام يا به صورت حدّ معين شده شرعى است و يا به صورت تعزير كه به صلاحديد حاكم شرع تعيين مىشود و اين جهت از فلسفه مجازات از هر دو واژه قابل استفاده است. همچنين در صورت ارتكاب جرم، مجرم مستحق عذاب الهى نيز مىشود كه از اين واژه نيز قابل استفاده است .
واژه «حد»: حد در لغت به معناى «مانع بين دوچيز» و «منع» است (٧٢)؛ آهن را به اين دليل حديد مىگويند كه قابل نفوذ نيست و سخت است و مانع ازاين مىباشد كه چيزى در او نفوذ پيدا كند. به دربانى كه جلوى افراد را مىگيرد، حداد مىگويند. مثلاً صد ضربه شلاق را «حد من حدود اللّه» مىگويند؛ چون موجب منع از ارتكاب مجدد مىشود. (٧٣) وقتى حد جارى شد، ترس از انجام آن به وجود آمده و شخص، مجددا مرتكب جرم نمىشود. ديگران هم وقتى صحنه اجراى حدود الهى را ديدند، مرتكب اعمال ناشايست نمى شوند.
واژه«تعزير» : بازدارندگى و ارعاب با معناى لغوى تعزير نيز مطابقت دارد ؛ زيرا تعزير از ريشه «عَزَرَ»، به معناى ملامت و سرزنش، منع، جلوگيرى و حمايت و يارى كردن آمده است. همچنين، تعزير به معناى ادب كردن وتنبيه مىباشد. به اين دليل، تنبيه و مجازات بدنى را تعزير مىگويند كه مجرم را از ارتكاب جرم بازمىدارد. (٧٤)
بنابراين معناى اصلى تعزير، همان تأديب وبازدارى از خلافكارى است.
واژه «عذاب» : اين واژه نيز در لغت به معناى منع و بازداشتن مىآيد، (٧٥) لذا به آب گوارا« الماء العذب» مىگويند ؛ زيرا عطش را از ميان برداشته و دور مىكند . (٧٦) به كيفر نيز
(٧٢) الصحاح ،جوهرى،ج٢، ص٤٦٢ .
(٧٣)جواهر الكلام، ج٤١،ص ٢٥٦ .
(٧٤) جوهرى، الصحاح تاج اللغه، ج٢، ص ٧٤٤ ؛ ابن أثير، النهاية في غريب الحديث و الأثر، ج٣ ،ص٢٢٨ ؛ ابن منظور، لسان العرب، ج٤ ،ص ٥٦١ .
(٧٥)خليل، كتاب العين، ج٢،ص١٠٣ ؛ ابن منظور، لسان العرب، ج١ ،ص ٥٨٤ .
(٧٦)زبيدى،تاج العروس،ج١،ص٣٧٠ .