فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٧ - روزه نگرفتن در سفر از منظر كتاب و سنت آیة الله جعفر سبحانى
اما كسانى كه به جواز روزه براى بيمار و مسافر و يا خصوص مسافر قائلند، اين آيه را دست آويزى براى جواز گرفته و مىگويند:
اين خطاب براى كسانى است كه در روزه گرفتن و نگرفتن مخيرند. اگر در ماه رمضان روزه بگيرند، براى آنها بهتر است از روزه نگرفتن . (٢٦)
صاحب اين تفسير مىكوشد كه آيه را تابع مذهب فقهى خود مبنى بر تخيير ميان روزه و افطار گرداند. اين تفسير به دو دليل تمام نيست:
١ ـ برگرداندن خطاب عام به خطاب خاص، تفسير بدون دليل و از نوع تفسير به رأى است.
٢ ـ اگر خطاب در اين آيه به كسانى بود كه مخيرند، بايستى چنين مىفرمود: اگر مسافر روزه بگيرد از روزه نگرفتن بهتر است؛ يعنى حكم را با صيغه غايب بيان مىكرد نه با صيغه حاضر.
بلكه ـ همچنان كه پيش تر گفتيم ـ مىتوان گفت از ظاهر آيه استفاده مىشود كه اين آيه تأكيدى است بر امتثال فريضه و اينكه روزه بهتر است و در نفس انسان تأثير مثبت دارد؛ زيرا جلوگيرى نفس از بهره مندى بى حد ومرز در استفاده از لذتهاى جسمانى و مهار مركب سركش شهوتها، موجب تقوى و دل كندن از دنيا مىشود. به عبارت روشنتر، خداوند پس از بيان اين مطلب در آيه اوّل كه روزه روزهاى محدود و معينى واجب است، در آيه دوم چهار مطلب را بيان مىكند:
نخست: {فمن كان منكم مريضاً أو على سفر فعدة من أيّام أُخر } ؛
كسى كه بيمار يا مسافر است، تعدادى از روزهاى ديگر را روزه بگيرد.
دوم: {و على الذين يطيقونه فديةٌ طعامُ مسكينٍ } ؛
و براى كسانى كه روزه براى آنها طاقت فرساست، لازم است كفاره بدهند و مسكينى را اطعام كنند.
سوم: {فمن تطوّع خيراً فهو خيرٌ له } ؛
و كسى كه كار خيرى انجام دهد، براى او بهتر است.
(٢٦) تفسير المنار، ج٢، ص١٥٨. صاحب المنار اين سخن را از برخى مفسرين نقل مىكند، سپس آن را رد كرده و مىگويد:اين تفسير عموميت ندارد و مورد اتفاق همه مفسرين نيست.