فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٢ - فقه در نگاه روشنفكران (٢) مسعود امامی
خشنود بود و او را گرفتار «آتش مكافات» مىديد و براى برخى مانند ميرزا حسن تبريزى، روحانى با نفوذ و مخالف مشروطه در تبريز «كه هنوز به سخط منتقم جبار گرفتار نگشته» آرزوى سرانجامى چنين داشت. (٥٨)
غرب
ترديدى نيست كه طالبوف بسيارى از دستاوردهاى تمدن غرب را مىستود وآنها را دواى بسيارى از دردهاى جامعه خود مىدانست، او مخالفت افراطى برخى از هم ميهنان خود با تمدن غرب را تعصّب مىدانست و بر اين باور بود كه «كلمه تمدن، كلتور، سولزاتيسون از پسنديدن و نپسنديدن ايرانى، تغيير به معانى خود نمىدهند، شب پره گر وصل آفتاب نخواهد / رونق انوار آفتاب نكاهد» (٥٩).
اما عرق ملى و دينى او دو پايگاه استوارى بودند كه طالبوف را از فريفته شدن در مقابل فرهنگ غرب باز مىداشتند، او مىگويد:
ترا علم آموختم كه اداره ملى را آشنا بشوى، حب وطن را بفهمى، سلطان وقت را بپرستى، عوايد خود را محترم بدارى و از هيچ ملت جز علم و صنعت و معلومات مفيده چيزى قبول نكنى. تقليد ننمايى، يعنى در همه جا و هميشه ايرانى باشى و از بركت علم و معاشرت ملل خارجى بفهمى. حالى شوى كه مشرق زمين غير از مغرب زمين است. در يكى آفتاب طلوع مىكند و در ديگرى غروب مىنمايد. اين دليل ساده كافى است كه ما خودمان را با آنان فرق دهيم. تفاوت استعداد خودمان را بدانيم و از آنها جز نظم ملك چيزى استعاره نكنيم. مبادا شعشعه ظاهرى آنها تو را بفريبد. مبادا تمدن مصنوعى يا وحشت واقعى آنها تو را پسند افتد». (٦٠)
(٥٨) طالبوف، آزادى و سياست، ص٥٧.
(٥٩) طالبوف، مسائل الحيات، ص٦٧.
(٦٠) طالبوف، مسالك المحسنين، ص١٩٤.