فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٩ - علاّمه حلّى (ره) و ريشههاى شكلگيرى مكتب سند در تفكر امامى حيدر حبّ اللّه
بررسى آنها نمىپردازيم ولى به هر حال به نظر ما مواردى مانند برخى از كاربردهاى علاّمه حلّى آنچنان كه پيش از آن گفتيم، بدون جواب باقى خواهد ماند. و اللّه العالم.
البته درست است كه اين نسل اهتمام خاص را ـ چنان كه گذشت ـ براى سند قائل بودند، اما عناصر ديگر را مد نظر داشته و كنار نمىگذاردند. گاهى در زمان افرادى مانند صاحب المدارك، در به كارگيرى اين قواعد سختگيرى مىشد و در برههايى ديگر افرادى همچون شهيد اوّل و علاّمه حلّى بودند كه چنين عملكردى نداشتند.
چند مورد از اين عناصر به شرح زير مىباشد:
١. شهرت تأييد كننده
٢. اجماع در پذيرش روايت شخص و نبود اختلاف
٣. عمل اصحاب به روايتى و عدم وجود اختلافى
٤. وجود قراين حاليهاى كه موجب اعتماد بر روايت مىشود.
٥. ورود روايت در احكام غير الزامى .
و موارد ديگرى كه آنها را به صورت متفرقه درگوشه و كنار سخنان اين نسل يافتيم، و بدين صورت بود كه تفكر سندى در ميان شيعيان به شيوهاى توانمند، تبديل گرديد اما نزديك به سه قرن نياز داشت تا از زمان علاّمه (٧٢٦ هـ) و استاد ايشان ابن طاووس (٦٧٣ هـ) تا عصر شيخ حسن (١٠١١ هـ) و صاحب المدارك و... بتواند عناصر نقد اسانيد را تأسيس كند و دريچهاى براى تعامل با سنت محكىّ بگشايد، كه البته در اواخر قرن دهم و آغاز قرن يازدهم شاهد عكس العملهاى شديدى از جريان اخبارى در مقابل اين مكتب بوديم.