فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٥ - تنجيم و ستارهشناسى آیة الله سيد محسن خرازى
بر حسب اوقات زمانى معين بررسى كرده و حركت آنها را در طلوع و غروبشان محاسبه مىكند». (٣)
كسانى مانند سيد مرتضى و كراجكى كه تنجيم را ممنوع مىدانند، اين نوع تنجيم را جايز شمردهاند: حال برخى از منكرين تنجيم به جواز اِخبار از اوضاع فلكى اعتراف نمودهاند. كسوفها و نيز نزديك و دورگشتن ستارگان، با محاسبه و بررسى سير ستارگان صورت مىگيرد و اصول و قوانينى صحيح و متقن دارد، امّا ادعاى تأثير ستارگان در خير و شر و نفع و ضرر چنين نبوده و از اصول و قواعد صحيحى برخوردار نيست.
محقق كركى(ره) در جامع المقاصد ـ به مجاز بودن تنجيم به معناى اخير اشاره و روايات مربوط به كراهت مسافرت و ازدواج در برج عقرب را در تأييد آن آورده است.
ادله جواز:
١. در كتاب بحار الانوار روايتى از كتاب نجوم سيد بن طاووس نقل شده كه با طرق متعددى به يونس بن عبدالرحمان مىرسد و او نيز به اسناد خود آن را از امام صادق (ع) روايت كرده است:
قلت لأبي عبداللّه (ع) جعلت فداك! أخبرني عن علم النجوم ما هو؟ فقال: «هو علم من علم الأنبياء»، قال: فقلت: كان علي بن أبي طالب يعلمه؟ فقال: «كان أعلم الناس به»؛
به امام صادق(ع) عرضه داشتم: علم نجوم چيست؟ فرمود: «دانشى است از دانشهاى پيامبران». گفتم: آيا على بن ابى طالب(ع) آن را مىدانست؟ فرمود: «او داناترين مردم به اين دانش بود». (٤)
ظاهر روايت، اصل علم نجوم را درست مىداند.
حديث عبدالرحمن بن سيابه نيز مؤيد اين معناست. راوى گفته است:
قلت لأبي عبداللّه (ع) جعلت لك الفداء! إنّ الناس يقولون: لايحلّ النظرفيها و
(٣) تاج العروس، ج٩، ص٧٢.
(٤) بحار الانوار، ج٥٨، ص٢٣٥.