فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٤ - سياسيت و حكومت در اسلام ازديدگاه استاد مطهرى سيدامراللّه حسينى
كند و در رأس دولت قرار گيرد، «ولىّ فقيه» نقش ايدئولوگ را دارد.
٩- ولايت در زعامت با مقام مرجعيت يا «ولايت در فتوا» تفاوت دارد و هر صاحب فتوايى شايسته رهبرىنيست.
١٠- اجتهاد و تخصص در وضع مقررات اصلى و تصويب مجتهد جامعالشرايط در وضع قوانين داخلى، شرط قانونگذارى است.
١١- در اسلام به واسطه وحى، به پيغمبر اختياراتى داده شده كه به عنوان ولىّ امر مسلمين طبق اختيارات خودش عمل كند و اين راجع به شئون حكومتى پيامبر و امام است و قابل انتقال به حاكم شرعى است.
١٢- حدود اين اختيارات، وسيع و غير محدود به موارد ذكر شده توسط فقهاست بلكه بر اساس نيازمندىهاى جديد و با توجه به مبانى اين اختيارات در هر برههاى متغير است و اين عامل انعطاف و انطباق قوانين اسلام با نيازهاى زمان است.
١٣- هنگام تزاحم اختيارات حاكم اسلامى با احكام اوّليه، «تقديم اهم بر مهم» يك اصل عقلانى و مورد تأييد اسلام است. هنگام تزاحم، واجبات و محرمات ديگر در برابر حكومت اسلامى و حكم حكومتى، كنار گذاشته مىشوند البته آن هم بر اساس مصالح اسلام و مسلمين است.
١٤- وجود حكم حكومتى به معنى رفع وجوب و يا حرمت احكام اوّليه نيست بلكه آنها باقى هستند، هرچند در مقام عمل، حكم حكومتى به سبب مصلحتى مقدم داشته مىشود. لذا ائمه(ع)فرمودهاند: «حلال محمد حلال أبداً إلى يوم القيامة و حرام محمد حرام أبداً إلى يوم القيامة لايكون غيره و لايجيء غيره».