فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٨ - علاّمه حلّى (ره) و ريشههاى شكلگيرى مكتب سند در تفكر امامى حيدر حبّ اللّه
بن سنان و ٩٨٩ روايت (١٢٤) از اسحاق بن عمار فطحى، ٥١٠ روايت (١٢٥) از علىّ بن الحسن بن فضّال فطحى و ٣٣٤ روايت (١٢٦) از عبداللّه بن بكير فطحى و ٩٢ روايت (١٢٧) از زياد بن منذر ابى جارود زيدى و ١٠٦٧ روايت (١٢٨) از سكونى عامى در كتب اربعه نقل شده است. اينها نمونه هايى است كه در تخمين ابتدايى كه به بررسى كتب اربعه اختصاص داديم، به آنها دست يافتيم، چه برسد به تمام منابع حديثى. صاحب المدارك با توجه به زيادى تعداد راويان غير امامى، هزاران روايت را ترك كرد و بسيارى از روايات را نيز به دليل ارسال يا عدم توثيق برخى رجال آنها و مجهول بودن حالشان و مواردى از اين قبيل كنار گذاشت.
محدّث بحرانى بر صاحب المدارك انتقاد مىكند كه ايشان شيوه يكسانى در برخورد با روايات در پيش نمىگيرد؛ چرا كه گاهى روايتى را به دليل وجود افرادى غير امامى در سند ترك مىكند و گاهى ديگر، رواياتى را على رغم وجود راوى غير امامى مىپذيرد. (١٢٩)
مطلبى كه در اين نقد غفلت شده است، عدم توجه به دلايلى است كه صاحب المدارك را بر آن مىدارد، تا رواياتى را على رغم وجود رجال غير امامى در سند آنها بپذيرد، دلايلى همچون عمل مشهور يا عدم وجود متعارضى مانند قواعد شرعى، قراينى كه مىتواند دليلى باشد بر قبول روايت حتى در نظر صاحب المدارك. (١٣٠) اما با اين همه ما با مشكل اضطراب در مبانى اين گروه مواجه هستيم؛ يعنى از شهيد دوم گرفته تا علاّمه حلّى و حتى صاحب المدارك ولى شايد بتوان به راه حلّى دست يافت. البته اين مطلب نياز به بررسى تمامى مواردى دارد كه به دليل بيرون بودن از چارچوب كلى موضوع مقاله به
(١٢٤) ابوالقاسم خويى، معجم رجال الحديث، ج٣، ص٥٤.
(١٢٥) همان، ج١١، ص٣٣٨.
(١٢٦) همان، ج١٠، ص١٢٦.
(١٢٧) همان، ج٢١، ص٧٧.
(١٢٨) همان، ج٣، ص١٠٨ و ج٢٣، ص١٠٣.
(١٢٩) يوسف بحرانى، لؤلؤة البحرين، ص٤٥.
(١٣٠) رجوع كنيد به: سيد عاملى، مدارك الأحكام، ج٢، ص١٧، ٨٥ و ج٥، ص٢٧٧ و ٢٧٨؛ نهاية المرام، ج١، ص١٣٩، ٣٨٤ و ج٢، ص٣٥٧.