فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٦ - علاّمه حلّى (ره) و ريشههاى شكلگيرى مكتب سند در تفكر امامى حيدر حبّ اللّه
فطحى بودن اين فرد مىپذيرد، فقط بدين دليل كه مورد اعتماد اصحاب بوده است. (٤٤) اين مطلبى است كه در بخش هفتم كتاب نيز تكرار شده است، لكن در همان بخش روايت ابن بكير فطحى را رد كرده و ابراز مىدارد كه اگر ثقه هم باشد روايتش قابل قبول نيست. (٤٥)
براين اساس مىبينيم كه در بخش اوّل المختلف چنين مىنويسد:
«جواب اين است كه سند بى اعتبار است؛ چرا كه زرعه و سماعه در سند اين حديث قراردارند و اين دو على رغم ثقه بودن، واقفىاند». (٤٦)
اما ايشان در همان بخش از كتاب چنين مىنويسد:
«واين حديث بااين كه در سند آن حسين بن مختار واقفى قراردارد اما به هر حال ابن عقده او را ثقه مىداند». (٤٧)
چگونه مىتوان اين ناسازگارى و آشفتگى عبارات را برطرف ساخت؟ آيا بايد گفته تراجم نويسان و رجاليون را مبنى بر اين كه اجتهادات علاّمه متعارض و اقوالش متفاوت با هم مىباشند بپذيريم. مطلبى كه مامقانى در التنقيح (٤٨) به نقل از مساهيجى و خوانسارى در كتاب روضات الجنات (٤٩) و بحرانى در لؤلؤة البحرين (٥٠) بيان مىكند يا اين كه براى اين تعارضها چارهاى بينديشيم خصوصاً اينكه به تعبير سيدمحسن امين در اعيان الشيعه (٥١) اين تبديل و تغيير آرا، امرى است طبيعى و متداول بين علما يا همانطور كه تنكابنى گفته است مناط در عصر انسداد باب علم، بر ظنّ است و از اين جهت، تبدّل رأى حسنى براى مجتهد شمرده مىشود، چنانچه شيخ الطائفه، شيخ محمد بن حسن طوسى در تدوين و تأليف و
(٤٤) همان، ج٣، ص٧١.
(٤٥) همان، ج٧، ص٥٢ و ١٠٠.
(٤٦) همان، ج١، ص٢٦٠ ـ ٢٦١ و ج٢، ص٣٧٩ و ج٣، ص١٤٥.
(٤٧) علامه حلّى، مختلف الشيعه، ج١، ص٣٠٤ و ٣٠٥.
(٤٨) عبداللّه مامقانى، تنقيح المقال، ج١، ص٣١٥.
(٤٩) محمد باقر خوانسارى، روضات الجنات، ج٢، ص٢٧٦.
(٥٠) يوسف بحرانى، لؤلؤة البحرين، ص٢٢٦ و ٢٢٧.
(٥١) محسن الامين، اعيان الشيعه، ج٥، ص٤٠٣.