فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٣ - علاّمه حلّى (ره) و ريشههاى شكلگيرى مكتب سند در تفكر امامى حيدر حبّ اللّه
در اينجا پس از بررسى نمونه هايى از شيوه برخورد عملى و تطبيقى علاّمه، مىكوشيم تا به جوابى دست يابيم:
أ) علاّمه بسيارى از روايات را در كتب خود به دليل وجود راويان واقفى رد مىكند. به عنوان مثال در تعليق بر برخى روايات مىنويسد:
«نظرمان در مورد اين دو حديث چنين است: اوّلاً، سند آنها قابل قبول نيست؛ چرا كه عمار، فطحى است و سماعه، (٢٧) واقفى» و در بخشى ديگر مىنويسد: «پاسخ ما براى اين دو روايت، ضعف سند آنهاست چرا كه عباد بن صهيب، بترى است، و در سند روايت دوم حسن بن محمد بن سماعه مىباشد كه واقفى است...» (٢٨) و در بسيارى قسمتهاى ديگر شيوه علاّمه چنين است. (٢٩)
ب) علاّمه بسيارى از روايات را به دليل وجود راويانى از زيديه ـ و از جمله آنها بتريه ـ رد مىكند. براى مثال در جايى روايتى را با اين سخن كنار مىگذارد:
«سند اين روايت ضعيف است، چرا كه غياث، بترى است؛ بنابراين نمىتوان به آن استناد كرد». (٣٠)
و بر روايت ديگرى چنين تعليقى مىآورد:
«و روايت سند ضعيفى دارد، چون كه طلحه، بترى مىباشد.» (٣١)
و نمونههاى ديگرى از اين قبيل . (٣٢)
(٢٧) علامه حلّى، مختلف الشيعه، ج١، ص٢٤٩.
(٢٨) همان، ج٥، ص٤٠٥.
(٢٩) همان، ج١، ص١٨٣و ٢٥٧ (و در اين جا اضمار بودنش حكايت از ضعف آن دارد)، ص ٢٦ و ٢٦١ و ج٢، ص٢٦، ٧٧، ٧٩، ١٢٣،١٥٨،٢٩٨ (و در اين جا نيز موضوع اضمار بودنش بررسى مىشود) و نيز ج٤، ص٤٢، و ج٧، ص٣٩٥، ٤٧١.
(٣٠) علامه حلّى، منتهى المطلب، ج١، ص١٢٦.
(٣١) علامه حلّى، مختلف الشيعه، ج٣، ص٥٣.
(٣٢) علامه حلّى، منتهى المطلب، ج٣، ص١٦٩ و نيز ج٤، ص١٦٤؛ مختلف الشيعه، ج٥، ص٣٤٩، ص ٤٠٥ و نيز ج٧، ص٤١١ و ٤١٢.