فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٥ - معامله ربوى در حالت جهل و اضطرار سيد محسن خرازى
تفصيلى داده نشده، معلوم مىشود كه پاسخ امام (ع) ظهور در هر دو مورد دارد.
پس اين روايت دلالت دارد كه چنين فردى نه گناهى مرتكب شده و نه رد مال، بر او واجب است. از طرفى، ظاهر روايت نشان مىدهد كه فرد مزبور جاهل به حكم بوده، نه جاهل به موضوع؛ زيرا ظاهراً ضمير «انه» در عبارت «انه حلال» به ربا بر مىگردد.
ب) در صحيحه احمد بن محمد بن عيسى كه در نوادر آمده از پدرش نقل مىكند: مردى روزگارى ربا خوارى مىكرده است. آن گاه به قصد زيارت امام محمد باقر (ع) از خانهاش خارج مىشود. وقتى نزد امام مىرسد، از او از احكام رباخوارىهايى كه كرده است مىپرسد. امام در پاسخ مىفرمايد:
مخرجك من كتاب اللّه عزّو جلّ (فمن جاءه موعظة من ربه فانتهى فله ما سلف)، و الموعظة هي التوبة؛ لجهله بتحريمه ثمّ معرفته به، فما مضى فحلال، و ما بقي فليحفظ؛ آيه شريفه {فمن جآءه موعظة مِن ربّه فانتهى فله ما سلف} ، نجات دهنده توست. موعظه، همان توبه است، زيرا او جاهل به حرمت ربا بوده و بعدها به حرمت آن علم پيدا كرده، بنابراين آنچه گذشته، حلال است و آنچه باقى مانده است بايد حفظ شود. (١)
همچنان كه در حدائق آمده، اين روايت تقريباً يا تحقيقاً صراحت دارد كه خوردن ربا در صورت جهل به حكم آن، حلال است. شايد اين صراحت از سخن امام (ع) استنباط شود كه فرمود: «لجهله بتحريمه...». علاوه بر اين، مورد حديث با آيهاى كه مخصوص به حال جهل است، تطبيق شده است. البته ممكن است عدم تفصيل بين جهل به حكم و جهل به موضوع دليلى باشد بر اينكه جواب امام (ع) شامل هردو مورد مىشود. اما مقتضاى ذيل حديث كه جهل را به تحريم اختصاص داده، اين است كه مورد سؤال به صورت جهل به حكم اختصاص دارد.
ج) در صحيحه محمد بن مسلم آمده است:
«دخل رجل علي أبي جعفر من أهل خاسان قد عمل بالربا حتّي کثر ماله، ثمّ إنّه سأل الفقهاء فقالوا: ليس يقبل منک شيء إلّا تردّه إلي أصحابه، فجاء إلي إبي جعف فقصّ
(١) جامع الاحاديث، ج١٨، ص١٦٨، باب١٧ از ابواب ربا، ح١١.