فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٧ - وضو در پرتو كتاب و سنّت
همين دليل پاها به اعضايى كه شسته مىشود [يعنى صورت و دستها] شبيهتر است.
ب) پاها در آيه به حدّ كعبين محدود شده، از اين رو به دستها كه به مرفق محدود شده، شبيهتر است. ج) پاها به دليل اين كه وسيله راه رفتن روى زمين است، در معرض آلودگى است برخلاف سر. (١)
اين ديدگاه نيز مردود است؛ زيرا اين ديدگاه اجتهاد در مقابل نصّ و فلسفه سازى براى احكام است.
پاسخ وجه اوّل اين است كه اگر قرار باشد جزئى از مو شسته شود، چه مشقّتى وجود خواهد داشت؟ وقتى در مسح، جزئى از مو مسح مىشود، در شستن هم بايد چنين باشد.
اما پاسخ وجه دوم: تمسّك به تشابهات خيلى ضعيف است؛ زيرا چه بسا دو شىء متشابه وجود داشته باشد كه داراى احكام مختلف باشد.
وجه سوم از اين هم ضعيفتر است؛ زيرا اين كه پاها در معرض آلودگى است، موجب نمىشود در وضو شسته شود؛ چرا كه قائلان به لزوم مسح، برآنند كه پاها بايد قبل از مسح، از آلودگى پاك باشد.
به جرأت مىتوان گفت كه اين توجيهات و توجيه زمخشرى، بازى با آيه براى تأييد مذهب خود است. شايسته است فقيه آگاه به آيه تمسّك كند؛ چه موافق نظر فقهى او باشد يا نباشد. نويسنده تفسير المنار در حق كسانى كه فتاواى پيشوايان خويش را بر قرآن و سنّت مقدّم مىدارند، سخن با ارزشى گفته است:
«از نظر آنان بايد عمل انسان مطابق كتابهاى ايشان باشد، نه مطابق كتاب خدا و سنّت رسول او» (٢) .
٥. پيروى از پيشينيان در شستن
ابن تيميه چون دريافته كه قرائت جرّ «أرجلكم» مستلزم عطف آن بر «رؤوسكم» در نتيجه، لزوم مسح پاهاست، نه شستن آنها، به تأويل نص پناه برده و گفته است:
(١) همان.
(٢) المغنى، ج١، ص١٢٤.