فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٦ - وضو در پرتو كتاب و سنّت
پاها با ريختن آب روى آنها شسته مىشود؛ در نتيجه در شستن پاها امكان اسراف وجود دارد و اسراف نكوهيده و منهى است. از اين رو كلمه «أرجلكم» بر كلمه «رؤوسكم» عطف شده، اما نه براى اينكه بايد پاها هم مسح شود، بلكه براى اينكه بفهماند واجب است در ريختن آب روى پاها ميانه روى شود. (١)
اما اين ديدگاه مردود است؛ زيرا
اوّلاً، دليلى كه زمخشرى ذكر كرده، در صورتى صحيح است كه همه مؤمنانِ مخاطب آيه، متوجه آن نكته باشند. اما مؤمنان كجا و نكتهاى كه زمخشرى براى توجيه نظرش آورده است، كجا؟
به عبارت ديگر، نكتهاى كه زمخشرى ذكر كرده، در جايى صحيح است كه احتمال اشتباه وجود نداشته باشد، نه در مثل مورد بحث كه احتمال آن وجود دارد، در نتيجه، ممكن است ظاهر آيه غافل از نكته بديعى كه جناب زمخشرى دريافت كرده است، بر وجوب مسح حمل شود!
ثانياً، در شستن دستان مثل شستن پاها احتمال اسراف وجود دارد؛ پس چرا در باره ريختن آب بر دستان چنين هشدارى در آيه وجود ندارد؟
سخن زمخشرى در واقع توجيهى است براى مذهبى كه وى در آن رشد و نمو كرده است. اگر آن مذهب نبود، هرگز چنين دليلى به ذهنش خطور نمىكرد.
٤. آسان بودن شستن پاها بر خلاف موى سر
ابن قدامه چون دريافته كه مقتضاى عطف «أرجلكم» بر «رؤوسكم»، چه به نصب قرائت شود و چه به جرّ، مسح پاهاست، در مقابل اين دليل قاطع به فلسفه سازى و اجتهاد در مقابل نص پرداخته و گفته است:
بين سر و پا تفاوتهايى وجود دارد كه نمىتوان آنها را به يك حكم محكوم كرد، از جمله اين كه:
أ) در سر، مو مسح مىشود و شستن مو مشكل است، در حالى كه پاها چنين نيست و به
(١) الكشّاف، ج١، ص٣٢٦.