فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢ - وضو در پرتو كتاب و سنّت
آخرين سورهاى كه بر پيامبر(ص) نازل شد، وظيفه مسلمانان عمل به قرآن ناسخ است.
ابن جرير از انس روايت مىكند:«قرآن به مسح پاها به هنگام وضو حكم كرد، در حالى كه سنّت، شستن [پاها ]بود». (١)
منظور از سنّت، عمل پيامبر (ص) قبل از نزول آيه قرآن در اين زمينه مىباشد. بديهى است كه قرآن، حاكم و ناسخ سنّت است.
ابن عباس مىگويد: «مردم در وضو پاى خود را مىشويند در حالى كه در قرآن چيزى را جز مسح پاها نمىيابم». (٢)
بين رواياتى كه حاكى از عمل پيامبر (ص) در شستن پاها و ظهور آيه در لزوم مسح است، مىتوانيم اين گونه جمع كنيم و بگوييم شستن پاها قبل از نزول آيه وضو بوده است. نظير اين مطلب را در باره مسح بر كفشها (به هنگام سفر) هم مشاهده مىكنيم؛ زيرا حاتم بن اسماعيل از جعفر بن محمد و وى از پدرش و او از على (ع) روايت كرده است: «قرآن حكم مسح روى كفشها را نسخ كرده است». (٣)
عكرمه از ابن عباس روايت كرده است: آيه وضو پس از مسئله مسح روى كفش نازل شده و معناى كلام اين است كه اگر چه از پيامبر (ص) در دورهاى دستور مسح روى كفش صادر شده بود، ولى قرآن خلاف آن را آورده و آن را نسخ كرده و فرموده است: {وامسحوا برؤوسكم و أرجلكم} ؛ يعنى برپوست پا مسح كنيد، نه بر كفش و جوراب. (٤)
٣. ترويج شستن پا از جانب قدرت حاكم
حاكمان اصرار داشتهاند كه پاها به جاى مسح، شسته شود و به خاطر كثيف بودن كف پاها مردم را بر اين كار مجبور مىكردهاند. از آنجا كه بسيارى از مردم، پا برهنه بودهاند، آن را
(١) الدر المنثور، ج٣، ص١و٤.
(٢) همان.
(٣) ابن ابى شيبه، المصنّف، ج١، ص٢١٣، باب من كان لايرى المسح، باب ٢١٧.
(٤) همان.