فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨ - وضو در پرتو كتاب و سنّت
مسح پاهاست، مىگويد:
ظاهر قرآن مسح را مىرساند؛ زيرا ظاهر آن قرائت جرّ است و قرائت نصب در صورتى است كه بر محل عطف كنيم (١) .
به نظر مىرسد همين مقدار از نقل آراى صاحب نظران اهل سنّت، در بيان اين حقيقت كه هر دو قرائت، بدون هيچ گونه ترديدى تنها بر مسح منطبق است و آن را تأييد مىكند، كافى باشد.
شستن پاها با توجه به قرائت نصب و جرّ
گذشت كه اختلاف قرائت در كلمه «أرجلكم»، در اعتقاد به مسح پاها تأثيرى ندارد. به عبارت ديگر، نصب كلمه «أرجلكم» و هم جرّ آن، عقيده وجوب مسح را تأييد مىكند. عامل كلمه «أرجلكم» جمله «فامسحوا» است و كلمه «أرجلكم» بر لفظ يا محلّ «برؤوسكم» عطف شده است.
اما سخن در امكان انطباق اعتقاد به شستن پاها بر اين دو قرائت معروف و ميزان هماهنگى آن با قواعد عربى است. طى اين بحث، روشن خواهيم ساخت كه اسناد شستن پاها به آيه، نقض آشكار قواعد عربى است.
شستن پاها با توجه به قرائت نصب
اگر قائل شويم كه آيه وضو بر شستن پاها دلالت دارد، به ناچار بايد عامل نصب كلمه «أرجلكم» جمله «فاغسلوا» باشد و كلمه «أرجلكم» بر «وجوهكم» عطف شده باشد. لازمه اين كلام آن است كه بين معطوف، يعنى «أرجلكم» و معطوفٌ عليه، يعنى «وجوهكم» جملهاى كه به اين دو كلمه ربطى ندارد، يعنى «و امسحوا برؤوسكم»، فاصله شده باشد؛ در حالى كه نبايد حتى يك كلمه بى ربط بين «معطوف» و «معطوفٌ عليه» فاصله اندازد، چه رسد به يك جمله بى ربط. در كلام عرب فصيح شنيده نشده كه كسى بگويد: «ضربت زيداً
(١) شرح سنن ابن ماجه، ج١، ص٨٨، بخش پاورقى.