فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥ - وضو در پرتو كتاب و سنّت
مىشود مراد واقعى متكلّم فهميده نشود؛ مثلاً وقتى رئيس به خادم خود مىگويد: «اكرم زيداً و عمرواً و أضرِب بكراً و خالداً» خادم بين اين دو جمله تفاوت مىگذارد و مىفهمد عمرواً بر زيداً و خالداً بر بكراً عطف است و احتمال ديگرى به خاطرش خطور نمىكند.
فخر رازى در اين زمينه مىگويد:
مىتواند عامل نصب در كلمه «أرجلكم»، جمله «وامسحوا» باشد و مىتواند فعل «فاغسلوا» باشد. اما هر گاه در باره يك معمول، دو عامل وجود داشته باشد، اِعمال عامل نزديك تر اولويت دارد. بنابراين واجب است عامل نصب در كلمه «أرجلكم»، جمله «وامسحوا» باشد. با توجه به اين توضيحات، كلمه «أرجلكم» منصوب بوده، در نتيجه مسح پاها واجب است. (١)
حال كه چنين است و خروج از قواعد ادبى در مثالهاى عرفى جايز نيست، پس در باره كلام خداوند رعايت اين قاعده سزاوارتر است.
بنابراين اگر آيه وضو به يك عرب اصيل كه خود را از تعصّبات مذهبى رها كرده باشد، عرضه شده، از او در باره دلالت آيه سؤال شود، پاسخ خواهد داد: اعضايى وجود دارد كه بايد آنها را به هنگام وضو شست كه صورت و دستهاست؛ اعضايى هم وجود دارد كه بايد آنها را مسح كرد كه سر و پاهاست. او براساس قواعد ادبيات عرب، ترديدى به خود راه نمىدهد كه عامل نحوى در «رؤوسكم» و «أرجلكم» يك چيز است؛ يعنى «فامسحوا» و هرگز به ذهنش خطور نمىكند كه بين «رؤوسكم» و «أرجلكم» از اين جهت تفاوتى قائل شود؛ به اين صورت كه عامل «رؤوسكم» جمله «فامسحوا» باشد و عامل «أرجلكم» جمله «فاغسلوا».
هر گاه دلالت آيه بر مسح يا شستن پاها روشن باشد، به چيز ديگرى نياز نداريم. رواياتى كه موافق دلالت آيه است بر مضمون آن تأكيد مىكند و رواياتى كه مخالف آن است، بايد به نحوى توجيه شود و بهترين راه اين است كه بگوييم به واسطه آيه فوق نسخ شده است.
(١) تفسير كبير، ج١١، ص١٦١.