فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤ - كاوشى در مجازات محارب و مفسد فى الارض محمد مؤمن قمی
همانا جزاى كسانى كه با خداوند و پيامبر او به محاربه برمى خيزند و در زمين به فتنه و فساد مىكوشند اين است كه كشته شوند يا به دار آويخته شوند يا دستها و پاهايشان در خلاف جهت يكديگر بريده شود يا از سرزمين خويش تبعيد شوند.
آيا اين حكم مخصوص كسى است كه براى ترساندن مردم شمشير بكشد، همانند قطاّع الطريق، يا آنكه مىتوان گفت مفهوم محارب در آيه، عامّ است و شامل كسانى نيز مىشود كه عليه حكومت عدل اسلامى قيام مسلحانه نمايند، هر چند كه هدف آنها ترساندن مردم نيست، بلكه مقصود براندازى نظام اسلامى است، اگر نگوييم آيه تنها اين قسم را شامل مىشود؟
با اختصاص آيه به كسانى كه براى ترساندن مردم دست به شمشير و سلاح مىبرند، ثبوت حكم قتل در مورد شورشگران عليه نظام اسلامى نيازمند بحث از محدوده دلالت ادلّه «بغات» مىباشد، اما در صورتى كه آيه را عام بدانيم، يا مختص به كسانى بدانيم كه عليه نظام شورش كردهاند، آيه دليل واضحى است بر ثبوت حكم قتل بر اين گروه، به دليل جمله {أنْ يُقَتَّلُوا} .
بررسى اين موضوع هدف اصلى ما در اين مقاله است، و ساير جهات مرتبط با آن، مقصود اصلى اين مقاله نبوده و مجال ديگرى را مىطلبد؛ مانند آنكه آيا حاكم، در مجازات محارب مخيّر در مجازاتهاى چهارگانه است يا اينكه مراد از قطع دست و پا كه در آيه ذكر شده همان است كه در حدّ سارق مقرر گرديده يا خير؟ يا موارد ديگرى از اين قبيل.