٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص

فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٨ - رسالۀ خطى جواهر الفرائض در ارث خواجه نصيرالدين طوسى

طرف ديگر بود، حكم مى‌كنيم كه مرد است.) (٤٦)

و اگر هردو آلت در شروع و ختم ادرار يكسان باشند، قانون آن در باب ارث اين است كه نيمى از مجموع سهم مذكر و مؤنث به وى داده مى‌شود. (٤٧)

در كسى كه نه آلت زنانه دارد و نه آلت مردانه [= ممسوح]، قرعه انداخته مى‌شود.

اگركنيزى ميان دو نفر مشترك باشد و هر دو با او نزديكى كرده باشند و بچه‌اى به دنيا آمده باشد و در الحاق بچه به يكى از دو مرد شك كنيم [در نتيجه ندانيم از كدام يك ارث مى‌برد يا كدام يك از او ارث مى‌برند] در اين صورت نيز وظيفه قرعه است ]و قرعه به نام هر مردى كه درآمد، بچه ملحق به او مى‌شود و ميانشان توارث برقرار مى‌شود].


(٤٦) اگر خنثا از طريق چگونگى ادرار كردن ـ به بيانى كه ذكر شد ـ به يكى از زن يا مرد ملحق شد، خنثاى واضح ناميده مى‌شود و جميع احكام كسى كه به او ملحق شده مترتب مى‌شود. اگر دو مخرج ادرار، در شروع و ختم ادرار يكسان باشند، خنثاى مشكل ناميده مى‌شود و اصحاب در حكم او اختلاف كرده‌اند؛ شيخ در خلاف گفته: بر اساس قرعه عمل مى‌شود. شيخ در نهايه و ايجاز و مبسوط گفته: به وى نصف ارث مرد و نصف ارث زن داده مى‌شود. همين ديدگاه، مشهور ميان اصحاب است. شيخ مفيد و برخى ديگر گفته‌اند: دنده‌هاى دو طرف خنثا شمارش مى‌شود. اگر مساوى باشند، زن است، و اگر متفاوت باشند [به اين كه نه تا در جانب راست، و هشت تا در جانب چپ باشد و مانند آن] مرد است. ر.ك: جواهر، ج٣٩،ص ص ٢٧٨ ـ ٢٨٤؛ شرح لمعه، ج٨،ص ١٩٤ ـ ١٩١. با توجه به اين بيانات ظاهراً درست نسخه‌اى است كه عبارت داخل پرانتز در آن نيامده است؛ زيرا اوّلاً: شمارش اضلاع قسيم آزمايش از طريق ادرار نيست، بلكه مرحله پس از آن است؛ چون طريقه ادرار اگر مثبت باشد، خنثا واضح خواهد بود و اگر پاسخ نداد،برخى طريقه شمارش دنده‌ها را مطرح كرده‌اند. ثانياً: عبارت عربى چنين است: «أو تُعدُّ أضلاعُه و يحكم باستوائها أو نقصانها مِن جانب الرجل» كه عبارت ناقص است و بايد چنين باشد: «... باستوائها مِن جانب المرئة أو...». ثالثاً: اگر داخل پرانتز در نسخه نباشد، عبارت «فإن استويا فهو المشكل أمره» معنا پيدا مى‌كند و به معناى تساوى دو مخرج در شروع و ختم ادرار است ولى در صورت بودن عبارت فوق، جمله «فإنِ استويا...» در طريقه شمارش دنده‌ها بى معنا خواهد بود و به ناچار به طريقه ادرار مى‌خورد و لازم مى‌آيد فاصله شدن اجنبى.
(٤٧) در اينجا در متن رساله، عبارتِ «و في ثبوت الردّ معه في نصف المال خلافء؛ و الأظهر أن لا يثبت» وجود دارد كه چون معناى آن روشن نبود، ترجمه نشد.