فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٦ - رسالۀ خطى جواهر الفرائض در ارث خواجه نصيرالدين طوسى
اين معنا كه اگر پدر ميت وجود داشته باشد، خواهران يا برادران ميت حاجب مادر مىشوند و سهم او را از ٣ به ٦ تقليل مىدهند و سهم پدر كه باقيمانده است افزايش پيدا مىكند ولى اگر پدر وجود نداشته باشد مادر ميت ٣ به فرض مىبرد و اگر ميت وارث ديگرى نداشته باشد بقيه مال را نيز به قرابت مىبرد و وجود خواهران يا برادران ميت ضررى به حال مادر ميت ندارد].
از اين بيانات روشن شد كه همه افراد موجود در دو طبقه نخست داراى سهم قرآنى هستند، به جز پدر با نبود فرزند؛ پدر بزرگها و مادر بزرگها از هر جهت [= چه از جهت مادر و چه از جهت پدر؛ يعنى پدربزرگ و مادربزرگ پدرى يا مادرى]؛ فرزندان وقتى كه پسر در ميان آنها باشد؛ وكلاله پدرى اگر در ميان آنها مذكّر وجود داشته باشد.
اما در طبقه سوم نزديكان مادرى [= خاله و دايى] جانشين كلاله مادرى هستند و لذا بسان صاحبان فرض [= سهم قرآنى ]مىباشند، و افراد ديگر موجود در اين طبقه [= عمو و عمه كه از نزديكان پدرى هستند] سهم قرآنى ندارند و به واسطه قرابت (٣٧) با ميت ارث مىبرند.
(٣٧) اصطلاح «قرابت» در مقابل اصطلاح «فرض» است، وقتى گفته مىشود «بالفرض» اين مقدار ارث مىبرد، يعنى سهم قرآنى وى اين مقدار است. اگر گفته شود فلانى «بالقرابة» ارث مىبرد، بدين معناست كه سهم قرآنى ندارد و علت ارث بردن وى قرابت و خويشاوندى وى با ميت است و مشمول آيه