فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٦ - كاوشى در مجازات محارب و مفسد فى الارض محمد مؤمن قمی
اجتماع دو امر است: يكى محاربه با خدا و رسول و ديگرى سعى در فساد زمين. بنابر اين افساد در زمين به تنهايى براى ترتب آن مجازاتها كافى نيست.
توضيح اينكه اگر چه عنوان اوّل(محاربه با خدا و رسول) براى بيان علّت مجازاتهاى مذكور كافى است؛ چه كارى از محاربه با خدا زشت تر و براى مجازات و عذاب سزاوارتر است، امّا از آنجا كه مخاطب آيه توده مردم هستند و ايشان به بزرگى اين گناه توجه ندارند با عطف «سعى در افساد زمين» كه در ارتكاز عقلا جرمى است كه سزاوار انواع مجازاتهاى مذكور است. مردم خواهند پذيرفت كه جرم اين تبهكاران به حدى است كه مستحق مجازاتهاى ياد شده باشد. ما سرّ عطف عام برخاص را در آيه اينگونه فهميديم. البته دليل عمده در برداشت اين نكته كه افساد در زمين علت تامّه وضع مجازاتهاى ياد شده است، اين است كه عرف از آيه شريفه و تعليق جزاء بر صله و ذكر «سعى در افساد زمين» به عنوان صله پس از محاربه، چنين مىفهمد كه سعى در فساد، علّت تامّه براى اين مجازاتها است. وجهى كه ما ذكر كرديم تنها براى دفع شبهه لزوم جمع بين دو عنوان به استناد يك قاعده ادبى بود، و گرنه مستند ادعاى ما ظهور عرفى است كه در همه موارد، حجت است.
استظهار ما از آيه عام دانستن آن و اينكه عنوان افساد فى الارض تمام موضوع براى مجازاتهاى مزبور است، سخنى است كه شيخ طوسى نيز در تهذيب به آن قائل شده است. وى پس از نقل روايت طريف بن سنان مىنويسد:
قلت لإبي عبداللّه عليه السلام: أخبرني عن رجل باع امرأته؛ قال: