فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٧ - رسالۀ خطى جواهر الفرائض در ارث خواجه نصيرالدين طوسى
فصل: در نسبها و مراتب آنها
صاحبان نسب داراى سه طبقهاند:
پدر و مادر؛ كه جانشين ندارند.
فرزندان؛ كه در صورت نبود آنها، نوهها به جاى آنها ارث مىبرند، و در صورت نبود نوه، نتيجه به جاى آن مىنشيند و به همين ترتيب. در فرزندان، ملاكِ ارث بردن مساوى بودن نسبت آنها به ميّت است؛ لذا يك نفر از نسل بالاتر [ كه به ميت نزديكتر است] هر چند دختر باشد، حاجب و مانع همه كسانى كه در نسل پايينتر قرار دارند مىشوند. همين حكم در فرزندان خواهر و برادر [ كه در طبقه دوم از طبقات ارث قرار دارند]، و نيز فرزندان عمو و عمه و دايى و خاله [ كه در طبقه سوم قرار دارند ]وجود دارد؛ يعنى در اينها نيز ملاك، مساوى بودن نسبت آنهابه پدران و مادرانشان ـ كه به جاى آنها قرار گرفتهاند ـ مىباشد و كسى كه نزديكتر به ميت باشد، مانع ارث بردن دورتر مىشود [ مثلاً در صورت نبودن خواهر و برادر، نوبت به فرزندان آنها مىرسد؛ و فرزند خواهر ميت مقدّم بر نوه خواهر ميّت است و...].
پدر بزرگها و مادر بزرگها؛هر چند بالا روند.
برادران و خواهران؛ و در صورت نبود آنها فرزندانشان ارث مىبرند؛ هر چند پايين بيايند.
(٢٠) قيد «بر وجه شرعى» مىرساند كه بايد انتساب شرعى باشد؛ بنابراين اگر ولادت از راه زنا باشد، موجب نسب نمىشود؛ زيرا شرعاً از زناكار نفى ولد مىشود: «الولد للفراش و للعاهر الحجر».[مترجم]