فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٧ - كاوشى در مجازات محارب و مفسد فى الارض محمد مؤمن قمی
جواب: اولاً مسلّم نيست كه مورد از مصاديق سلاح كشيدن براى ترساندن مردم باشد؛ چون در مورد مفروض، شترها جزء صدقات بوده و ساربانان نيز از عمّال دولت اسلامى بودند، بنابر اين يكى از دواير حكومت اسلامى بوده است. محاربان نيز پس از بهبودى، با حمله به مسؤولان و مأموران اين اداره، سه نفر از آنها را كشته و گريختند. ظاهراً اين اقدام از باب حمله مسلحانه به دولت اسلامى به منظور تضعيف آن بوده است . بنابر اين، اين مورد هم از مصاديق استظهار ما از آيه و از قيام مسلّحانه در مقابل حكومت اسلامى است.
ثانياً، اگر هم بپذيريم كه مورد از مصاديق كشيدن سلاح به قصد ترساندن مردم باشد، بيان مورد قرينه است بر شمول موضوع آيه بر چنين اشخاصى و منافات ندارد كه به ظاهر آيه تمسك كنيم و مورد نزول و امثال آن را مصاديق ادعايى آن بدانيم. بنابر اين، مىتوان گفت: هر كس در مقابل حكومت اسلامى قيام مسلحانه كند محارب است و شمشير كشيدن براى ترساندن مردم و برهم زدن امنيت و نظمى كه توسط دولت اسلامى ـ كه رسول اللّه(ص) مؤسس آن بود ـ ايجاد شده، از مصاديق محاربه، محسوب مىگردد.
انصاف آن است كه : مورد نزول از مصاديق ايجاد رعب در ميان مردم نيست ؛ زيرا ظاهر تعليق «اخافه» بر «الناس» حاكى از اين است كه رعب بايد جنبه عمومى ـ و لو در محدوده عمل محاربان ـ داشته باشد. اطلاق «الناس» به اين معنى ـ كه جنبه عموم در آن لحاظ شده ـ بر چند ساربان ـ بافرض اينكه خارج از شهر بوده اندـ خلاف ظاهر است بلكه عدم آن ظاهر است. پس در اين حديث هيچ تأييدى براى تفسير مشهور از محارب وجود ندارد. به علاوه، سند حديث نيز معتبر نيست؛ زيرا ابو صالح مشترك بين ثقه و غير ثقه است.
روايت ديگر صحيحه بريدبن معاويه است كه دركافى و تهذيب نقل گرديده:
سأل رجل أبا عبداللّه عليه السلام عن قول اللّه عزّوجلّ: {إنَّمَا جَزَآءء الَّذِينَ يُحَارَبُونَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ} قال: