٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص

فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٢ - رسالۀ خطى جواهر الفرائض در ارث خواجه نصيرالدين طوسى

اولاد وى، از آنِ آزاد كننده وى مى‌باشد و در صورت نبود آزاد كننده، از آنِ پسران وى مى‌باشد و اگر آنها هم نبودند نوبت به عصبه (٢٨) آزاد كننده مى‌رسد؛ يعنى: پدر، برادران، اجداد، عموها، و پسران آنها.

در صورتى كه آزاد كننده زن باشد، ارث برده به وى داده مى‌شود و در صورت نبود او به عصبه وى ـ نه پسرانش ـ داده مى‌شود، مگر پسران عصبه وى باشند (٢٩) كه در اين صورت به خاطر وجود رابطه تعصيب، ارث مى‌برند.

هرگاه غلام با زنى كه توسط غير او آزاد شده ازدواج كند، ولاء فرزندان اين دو براى آزاد كننده مادر آنها مى‌باشد؛ و اگر جدّ پدرى آنها آزاد شود، ولاء به آزاد كننده جدّ پدرى منتقل مى‌شود. اگر پس از آن، پدر آن فرزندان آزاد شود، ولاء به پدر آنها منتقل مى‌شود.

قسم دوم: ولاء ضامن جريره . (٣٠)


(٢٨) ابن منظور در لسان العرب مادّه «عصب» گفته است: عصبه شخص عبارت است از: پسران و نزديكان پدرى او. عصبه عبارتند از كلاله كه از شخص ارث برند و پدر و فرزند نباشند [در لسان العرب مادّه «كلل» آمده است: كلاله كسى است كه هر دو طرف او از وى ساقط شده‌اند؛ بدين معنا كه نه از طرف بالا پدر دارد كه خرج او را بپردازد و نه از طرف پايين فرزند دارد كه هزينه زندگى وى را متحمّل شود و به ناچار كَلّ و عيال بر مرد يعنى شوهر مادر خود مى‌شود. پس قيد «پدر و فرزند نباشند» توضيح كلاله است؛ يعنى كلاله كسى كه نه پدر دارد و نه فرزند. به ديگر سخن اشاره است به اينكه كلاله كسانى‌اند كه از ميت ارث مى‌برند بدون اينكه فرزند او باشند يا پدر و مادر او بوده باشند بلكه برادر يا خواهر او هستند. مترجم]
(٢٩) مانند اين كه: زن با پسر عموى خود ازدواج كند و از او بچه دار شود. در اين صورت فرزندان زن جزو فرزندان عموى وى مى‌باشند و لذا عصبه وى بوده و به خاطر عصبه بودن ـ نه فرزند بودن ـ ارث مى‌برند.
(٣٠) جريره يعنى جنايت و ضمان جريره بدين معناست كه شخص جنايات ديگرى را ضمانت كند و از جانب وى جرايم مالى را كه به عهده‌اش ثابت مى‌شود ـ بسان ديات ـ بپردازد و در مقابل پس از مرگ او وارث وى شود. ضامن جريره در صورتى ارث مى‌برد كه وارث نسبى و معتق وجود نداشته باشد اما زوجين سهم اعلاى خود را مى‌برند و بقيه به ضامن جريره داده مى‌شود. شرط مضمون آن است كه يا سائبه باشد، يعنى برده‌اى باشد كه هيچ ارتباطى ميان او و ديگران وجود ندارد، مثل برده‌اى كه به جهت كفاره آزاد شده است و يا در اصل حرّ باشد و هيچ وارثى از مراحل پيشين نداشته باشد. ر.ك: جواهر، ج٣٩، ص ٢٥٥؛ شرح لمعه، ج٨،ص ١٨٩. [مترجم]