٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص

فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٥ - رسالۀ خطى جواهر الفرائض در ارث خواجه نصيرالدين طوسى

برخى از قدما گفته‌اند: در آنچه كه هريك ارث برده نيز توارث برقرار است. اين سخن


(٥٣) نيست؛ زيرا فرزند، حاجب برادر است . سوم: متقدّم و متأخّرِ از آن دو مشتبه باشد، يا اصل تقدّم و تأخّر مشكوك باشد؛ لذا در صورت علم به اقتران مرگ آن دو، توارث برقرارنيست، همچنين اگر متقدّم معلوم باشد، تنها متأخّر از وى ارث مى‌برد، ولى متقدم از وى ارث نمى‌برد. كيفيت توريث: طريق توريث هريك از دو متوارث از اين قرار است: ١. فرض مى‌كنيم يكى مرده است و به ديگرى ارث مى‌دهد، آن گاه فرض مى‌كنيم ديگرى ميّت است و اوّلى از وى ارث مى‌برد؛ لذا اگر پدر و پسر ـ در صورت وجود شرايط ياد شده ـ بميرند[غرق شوند ]و پدر همسر ـ كه مادر پسر متوفّى است ـ و پسر ديگرى دارد، و پسر نيز همسر و پسرى دارد، كيفيت توريث آن دو بدين صورت است: ابتدا پسر را مثلاً متوفّى فرض مى‌كنيم و ٦ مال وى را به پدر و ٦ آن را به مادر وى و ٨ آن را به همسرش و بقيه را به پسرش مى‌دهيم. سپس پدر را ميت فرض مى‌كنيم و ٨ مال وى را به همسرش ـ كه مادر پسر متوفّى است ـ مى‌دهيم و بقيه را به دو برادر ـ كه پسر زنده و پسر مرده باشند ـ يكسان تقسيم مى‌كنيم. ٢. مشهور آن است كه آن دو از آنچه هريك از ديگرى ارث برده، ارث نمى‌برند و توارث منحصر به اموالى است كه پيش از توارث وجود داشته است و هر آنچه كه هريك از دو نفر ارث برده، به ديگر وارثان هريك منتقل مى‌شود؛ ليكن شيخ مفيد در مقنعه، ص ٦٩٩ و سلار در مراسم، ص ٢٢٥ـ ٢٢٦ معتقدند توارث در آنچه هريك ارث برده‌اند نيز برقرار است. ٣.معروف اين است كه در تقديم هريك از آن دو تفاوتى در توريث نيست؛ ليكن برخى معتقدند كه ابتدا بايد كسى را كه سهم بيشترى مى‌گيرد، ميّت فرض كنيم تا كسى كه سهم كمترى مى‌گيرد، ابتدا ارث ببرد، دليل اينها روايتى است كه در اين زمينه وارد شده است؛ ر.ك: وسايل ،ج٢٦،ص ٣١٥. گفته شده است كه ثمره اين قول بنا بر قول شيخ مفيد كه مى‌گويد هريك از آنچه ديگرى ارث برده نيز ارث مى‌برد، آشكار شود. ر.ك: شرح لمعه،ج٨،ص ٢١٣ ـ ٢٢١؛ جواهر، ج٣٩، ص ٣٠٦ـ ٣١٩؛ مفتاح الكرامه، ج٨،ص ٢٦٠ ـ ٢٦٢؛ موسوعه فقهيه ميسّره، ج٢،ص ٨٠ـ٨١ . ٤. مشهور مى‌گويند در توريث آنچه كه به ميت مى‌رسد، به وارثان زنده وى داده مى‌شود، نه وارثانى كه با وى مرده‌اند؛ ليكن نزد شيخ مفيد هم به وارثان زنده وى و هم به وارثانى كه با او مرده‌اند داده مى‌شود. ر.ك: مهذب الاحكام(سبزوارى) ،ج٣٠،ص ٢٧٦. [مترجم]