فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٤ - نگاه فقهى ملااحمد نراقى به اسراف محمد رحمانى
تقريب اوّل: {وَ لاَ تُسْرِفوُ } دلالت دارد بر حرمت اسراف؛ زيرا تمام فقها پذيرفتهاند نهى بر حرمت دلالت دارد. آنچه مورد بحث آنان واقع شده اين است كه دلالت نهى بر حرمت از باب وضع است يا به حكم عقل. اگر به وضع دلالت دارد در مورد چگونگى دلالت آن، اقوال مختلفى است كه در اين بحث تأثيرى ندارد.
تقريب دوم:آيه {إِنَّهُ لاَيُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ } .بر حرمت دلالت دارد؛ زيرا اين جمله صريح است در اين كه خداونداسراف و مسرفان را دوست ندارد و آنچه را خداوند دوست نداشته باشد حلال نخواهد بود.
نقد و بررسى:بر هر يك از اين دو تقريب اشكالاتى ممكن است وارد شود؛ از جمله:
هر چند تقريب اوّل فى الجمله بر حرمت دلالت دارد وليكن اخص از مدعا است؛ زيرا مدعا حرمت اسراف در تمام موارد است ولى آيه در خصوص خوردنىها و آشاميدنىها وارد شده. پس دلالت آيه بر حرمت اسراف در قلمرو خوردنىها و آشاميدنىها تمام است.
ممكن است از اين اشكال جواب داده شود به اين كه صدر آيه در مورد اسراف در مساجد وارد شده و از سوى ديگر اين حكم حرمت اسراف تعليل شده به دوست نداشتن از سوى خداوند متعال. اين دو قرينه سبب مىشود تا آيه ظهور پيدا كند در حرمت اسراف در تمام موارد، به ويژه اين كه دلالت سياق ضعيف است و تاب مقاومت در برابر اين دو قرينه كه منشأ انعقاد ظهور است، ندارد.
بر تقريب دوم ممكن است اشكال شود كه دوست نداشتن اعم است از حرمت. بنابراين هميشه دوست نداشتن همراه با بغض نيست؛ چون كارهاى مكروه نيز متعلق حب الهى نيست.
اين اشكال ميان مفسران و فقها مطرح بوده و از آن جواب دادهاند. مرحوم طبرسى مىنويسد:
خداوند با اين جمله در مقام مذمت و توبيخ مسرفان است نه مدح و تعريف